تبليغاتX
~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~


~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~





















سلام دوستانم

و سلام نا دوستانم

بیایید در این لحظات باقی مانده بدون کلیشه و ریا به همین لحظات در سال ۸۵ فکر کنیم . آن هنگام چه چیز هایی مغزمان را اشغال کرده بود . به کدامین رسیدم و به کدامین نه... اگر به آن دوران باز می گشتیم چه راهی را در پیش می گرفتیم ؟

حال در همین لحظاتیم برای سال بعد ...

امیدوار باشید که خدا هنوز ما را روی کره ی خاکی زنده نگاه داشته ...

حسرت از نداشته ها و نرسیده ها نخورید . اینبار هدف را چیزی انتخاب کنیم که نگران از نرسیدن به آن نباشیم .

--------------------------------------------------------------------------

در آخربن لحظات به یاد همه باشید .

             به یاد جهانی که در آن هر روز    نوروز است

                                                                              استاد یوگا

 

نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سال""""""""""""" 

        

 

"""""""نو"""""""

                                           

 

"""""""""""مبارک

نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

happy
نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 8:28 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلامی چو بوی ماهی داخل تنگ

چطورین ها ... چه خبر هه ...

کسی نینویسه؟

اولا چند تا توصیه برای کنکوری ها ...

۱- نوروز حد اقل ۵ روز را برای استراحت بگذارید . بدون ذره ای کتاب درسی .

۲- اگه پیشدانشگاهی هستید و برنامه ی خاصی ندارید تمام نوروز را برای دروس پایه بگذارید.

۳- اگه پشت کنکوری هستید جمعه ها بروید بسکتبال ۱۷ شهرویور .

۴- بعد از تمام شدن دوران استراحت چیز هایی که اطلاعات بی ارزش به شما می دهند را به تدریج دور بریزید . مثل روزنامه ها و اخبار که حجم وسیعی از داده های بی کاربرد را در مغزتان می ریزند .

۵- بعد از دیدن فیلم ها در مورد آنها بحث نکنید . اصلا در مورد مطالب غیر درسی بحث نکنید . مگر در حال ضرورت مثلا اینکه بقیه در مورد سکوت شما مظنون شوند یا آزار ببینند .

۶- تماشای فوتبال حداکثر یک بازی در دو روز .

البته همه ی اینها تدریجی و پیشنهادی است مخصوصا۳و۵ و ۶ . اما ۴ را خودم پارسال آزمودم و نتیجه ی خوبی هم گرفتم .

خب من می خواهم یک کار آزمایشی کنم .

همانطور که در عنوان این پست نیاندیشیدید یا اندیشیدید در پایین کلمات بی ربط را کنار هم میریزم تا تعداد بازدید ها را افزایش دهم . مثلا کنکوری ها نباید در مورد نتیجه ی این آزمایش بی ارزش و پوچ با هم بحث کنند .

اکثر مشکلات بشر از بی فکری یا عمل نکردن به فکر های منطقی است .

                                                                                  استاد یوگا

کلاغ پر     گنجیشک پر    سوسک پر   گوسفند  نپر

چهار شنبه سوری ... چهارشنبه صوری ... چارشنبه سوری ... چارشنبه صوری ... چارشنبه ثوری ... چهارشنبه ثوری

بمب پر نارنجک پر  نارنجک دستی پر ترقه پر سیگارت پر فشفشه پر اکلیل پر اکریل پر اکریر پر اکلیر پر پتاسیم نیترات پر گوگرد پر زغال اکتیو پر زغال فعال پر نیترات پتاسیم پر سولفور پر موشک پر دینامیت پر کبسول پر تی ان تی پر    =>  انگشت  پر    چشم  پر  دست پر   پا  پر     پوست  پر   مو   پر    

عقل بشر پر     هوش پر    تفکر پر    دیوانه پر  ...     بلاگفا پر

به امید روزی که بگن    چارشنبه سوری پر                                                       

خلاصه   کفتر پر

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

انتخابات تموم شد و تا چند روز دیگه کلا جواب شمارش اعلام می شه

اما چند تا نکته جالب:

۱ـ دو هفته قبل می گفتن که برای رای دادن باید شناسنامه عکس دار و کارت ملی همراه داشته باشید

هفته قبل می گفتن : شناسنامه عکس دار +شماره ملی

ساعات اولیه انتخابات شناسنامه عکس دار کافیه

ساعت ۱۹:۱۱افشار رئیس ستاد انتخابات گفت که تنها مدرک مورد نیاز شناسنامه است و عکس نباشه مشکل نداره

اگه سه چار ساعت دیگه رای گیری طولانی تر بود می گفتن تلفنی هم می شه رای داد

۲- نکته جالب دیگه این بود که افرادی که مشمول طرح امنیت اجتماعی بودن و تا ۴ روز پیش تو تلویزیون شطرنجی نشونشون می دادن روز انتخابات شده بودن سوژه تبلیغاتی و به کرات روی چهرشون زوم شد

(بهتره از این مسئله رد شم وگرنه ....)

۳- ملت همه نشون دادن خوره دوربینن... یارو زنه تو صف مردونه وایستاده بود فقط به خاطر دوربین

از رو هم نمی رفت ...همین جور گر و گر به ملت تلفن می زد ..فکر کنم خدا تومن قبض موبایل براش بیاد

فکر کنم رو به روی دوربین موبایل خوب آنتن می ده چون هرکی دوربین می دید دست به موبایل می شد

تقریبا ۲۰ دقیقه صف از جاش تکون نخورد و همه هوای دوربین را داشتن

حالا اگه دوربین نبود یه نفر پس پیش می شد خون به پا می کردن

سربازه به جای نگهبانی از حوزه از دوربین نگهبانی می کرد!!!!!!!!!!!!۱

همه مجری ها سر در گم بودن (خودشونم نمی دونستن دارن چه ... می خورن)

شبکه ها آهنگ ناسیونالیستی کم آورده بودن کم مونده بود از آهنگ های به قول خودشون لس آنجلسی استفاده کنن

عروس دوماد ها خودشون را لوس می کردند

هیچ خبری از اونایی که تا  دیروز زرت و پرت می کردن که شرکت تو انتخابات فلانه بهمانه نبود مثل رضازاده ٬دایی و ...

تنها جایی که مختلط نبود قم بود

و خیلی چیزای دیگه که اصلا حال نوشتن ندارم

shade

 

نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 0:43 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

ردیف

نام

نام خانوادگي

نام پدر

كد داوطلبي

تعداد راي

درصد

1

علي

اردشير لاريجاني

هاشم

56ب156

239436

---

2

رضا

آشتياني عراقي

 

56الف167

145425

---

3

علي

بنايي

 

56الف367

97467

---

نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

كانديداهاي جامعه مدرسين حوزه علميه در قم به مجلس راه يافتند

دبير ستاد انتخابات شهرستان قم اعلام كرد كه براساس نتايج اوليه شمارش آرا ، كانديداهاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جبهه متحد اصولگرايان در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي اين استان، به مجلس راه يافتند.


عبدالحسين بليلي روزشنبه درگفت وگو با خبرنگار ايرنا، افزود: دكتر علي لاريجاني وحج‌الاسلام محمدرضا آشتياني وعلي بنايي با كسب بيشترين آرا به عنوان نمايندگان قم روانه مجلس هشتم شدند.

وي ادامه داد: آمار رسمي مربوط به تعداد آراي ماخوذه در قم متعاقبا اعلام مي‌شود.

درهمين حال يك منبع مطلع در گفت وگو با خبرنگار ايرنا ، آمار ماخوذه در حوزه انتخابيه قم را ‪۳۲۵‬هزار راي اعلام كرد وگفت: حدود ‪۵۷‬درصد واجدين شرايط دراين انتخابات شركت كردند.

وي افزود: علي لاريجاني با ‪۲۳۹‬هزار و ‪۵۶۰‬راي ، حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا آشتياني با ‪۱۴۵‬هزارو ‪۵۴۶‬راي وحجت‌الاسلام والمسلمين علي بنايي با ‪۹۷‬هزار و ‪۴۶۷‬هزار از آرا را به خود اختصاص دادند.

به گفته مقامات مسوول انتخابات ،تعداد واجدين شرايط راي دادن در قم بيش از ‪ ۵۸۰‬هزار نفر تخمين زده شده است.

درانتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي دراستان قم ‪۳۷‬كانديدا به رقابت با يكديگر پرداختند.

استان قم سه نماينده در مجلس شوراي اسلامي دارد.

شنبه 25 اسفند 1386
منبع : ایرنا

نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 11:56 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

۱-مرسی از همه از بابت تبریک گفتن تولدم

۲-امیدوارم روز جمعه به بسکتبالی ها خوش گذشته باشه(یا حداقل اینکه بد نگذشته باشه)

۳-رای دادن چه ربطی  به بسکتبال داره ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

۴- استاد جان تولدت مبارک (۲۸/۱۲)

shade

نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

حالتون چطوره ... به علی اردشیر لاریجانی چند بار رای دادید؟ یکی از بروبچ دانشگاه می گفت اونایی که عشق احمدی نژادند اینجور به سه نماینده قم رای می دهند

۱- احمدی نژاد

۲-احمدی نژاد

۳-احمدی نژاد

جدای از شوخی ... لاریجانی ریاضیات خوبی داره یا اینکه بگم داشته . این هم از تبلیغات بعد انتخابات .

چهارشنبه ی دیوانه ها هم کم کم داره سر می رسه . اگه یک کار خوبی یا یک اتفاق مهمی در این روز افتاده بود که ارزش به خاطر آوردن داشت من هم دست به کار می شدم .

زیگموند فروید میگه منشا همه ی ناملایمات بشری ... است . من هم می گم منشا همه ی چهارشنبه سوری ها دیوانه گی و حماقت است.اینکه آدم به اعتقادات عقلی اش عمل نکند منشا همه ی مشکلات بشر است . من هم قبلا باروت سیاه و مواد دود زا و از این چیز ها ساخته ام .اما اگه الان پول این کار ها را داشتم می رفتم باهاش کاکائو می خریدم . شاید هم می رفتم به قول اون گزارشگر قونبیت می خریدم که می گن خیلی ام قوت داره . واقعیتش اینه که من همه اش توی این فکر هستم که با این چند هزار تومنی که از زیر دستم رد میشه جلد سه ویرایش ۶ مبانی فیزیک هالیدی را بخرم یا نگه دارم برای قرض و بدهکاری هام .

هوا هم کمی سرد شده ...

خدا یا به ملت هم عقل بده هم پول و هم سلامت . به من و دو ستام هم در مواقع سختی و آسانی ...عقل و پیروی از آن را بده .

                                                                        استاد یوگا

 

نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

ما اهالی شابراهیم(امام زاده ابراهیم و امام زاده محمد) در روز های انتخابات یه رسم پسندیده داریم . ما برای رای دادن به قبرستان می رویم . یعنی مجبوریم برای رسیدن به صندوق های رای از قبرستان رد شویم . حتی امروز یک نفر به من خرما تعارف کرد که هنوز در جیب سویشرتم ( به قول فیلشوف ۲۰۰۷) هست .

خلاصه ... به مطلب بعد توجه کنید.

                                                                   استاد یوگا

 

نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 10:26 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام
من ایران هستم ( کشور ایران نه اینکه ایران خانم )
به شما مردم همیشه در صحنه سلام می کنم ( صحنه انتخابات نه صحنه های اونجوری)
شما جمعه ها روی من بسکتبال یازی می کنید . پدرم در آمد . یه خورده توپ را آرامتر روی زیمین بکوفید .
همچنین لعنت بر ... کسی که در این مکان 11 درجه و 15 دقیقه و 7 ثانیه ( طول جغرافیایی) و 45 درجه و 59 دقیقه و 1 ثانیه (عرض جغرافیایی) آشغال بریزد .
خلاصه اینکه سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد ای کویر لوت .
و مردم ایران سلام .
استاد یوگا ( رفیق ایران)


نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

بازم سلام

قضنفر زنش حامله بوده میره بهش میگه این تو چیه (شکمشو میگفته) . زنش میگه خوب بچمونه. قضنفر میگه دوسش داری . زنه میگه آره . میگه خوب پس چرا قورتش دادی.

  باید بگم که این جمعه روز شومیه .

چرا ؟

خوب اینو خود شید گفته .

ولی با همه این حرفا و خطرایی که ما رو تو این روز شوم تهدید میکنه جمعه بیایید.

                                                                                           در به در

نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

این جمعه جمعه آخر ساله

اگه اومدید که اومدید .

اگه نیومدیدم خوب نیومدد دیگه.

ولی بیایید تا براتون دعا کنم .

اگه نیایید براتون دعا میکنما.

خلاصه که دلمون براتون تنگ رفته .

در به در                           

نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

 

البته روز جمعه

نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

اینم قسمت دوم کلیله و دمنه

 

کلیله و دمنه 2

عکس بزرگتر

shade

نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

اینم قسمت اول کلیله و دمنه (چون تایپش طول می کشه عکس می ذارم )

لینک عکس سایز بزرگ هم زیر این عکسه

کلیله و دمنه

اینم عکس بزرگتر

shade

نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام
لذت ببرین ... از دانشگاه نظر می دن ازم می پرسن شیمی چند شدی...
حالا درس قحط بود ... این همه فیزیک و ریاضی و ... نمره ی عالی گرفتم ...شیمی رو ازم می پرسن.
اگه جرئت داری (ازم غلط املایی نگیرین) ... داشتم می گفتم اگه جرئت داری اسمت رو ؟؟؟؟؟؟ بینویس.
جونم برای خودم بگه که با خودم عهد کردم تا اعلام نتایج نهایی این نمره رو به کسی نگم ( چش نخورم ).
....
یک پیوند جدید اضافه کردم . لذت ببرید . http://bidari2.blogfa.com/ هر کسی تونست نظر بده بهش جایزه می دم (جدی می گم) چون انگشت به دهان می مانید .(این جایزه تا پس فردا مهلت دارد )
                                     استاد یوگا
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام
اگه حال داشتید به یک دیوانه سر بزنید .
http://1divaneh.wordpress.com
استاد یوگا
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام به همه
من هم  تسلیت عرض می کنم .
                                                استاد یو...

نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

نمی دونم کورشی یا هخامنشی .

خلاصه آقای رضاپور تسلیت می گم .

هرچی خاک ایشونه باقی عمر شما باشه.

                                                                                        در به در

نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

 

كجاست جاي تو در جملة‌ي زمان؟ كه هنوز...
كه پيش از اين؟ كه هم‌اكنون؟ كه بعد از آن؟ كه هنوز؟

و با چه قيد بگويم كه «دوستت دارم»؟
كه تا ابد؟ كه هميشه؟ كه جاودان؟ كه هنوز؟

سؤال مي‌كنم از تو: هنوز منتظري؟
تو غنچه مي‌كني اين بار هم دهان، كه: هنوز!

                                                   ***

این غزل نیمه کاره از محمد سعید میرزاییه . به نظرم قشنگ بود ...داشتم فکر میکردم اکثر پسرا دنبال ماشین  و فوتبال و اینجور چیزان ( و دختر .) و بعد با یه دختر ( که منتظره یه شاهزاده با اسب سفید آرزوهاش ببردش ) ازدواج میکنن و بعد یه زندگی یخی رو شروع میکنن و دختره همش مجبوره به حرفای پسره درباره ی ماشین و فوتبال و اینا گوش بده و خودش رو علاقه مند نشون بده و گاهی هم  از این جمله ها مثل " نه بابا ... خب بعدش چی شد " تحویل پسره بده و بعد با هم بچه پس بندازن ( اگه عبارت پس بندازن زیادی تحقیر آمیز نباشه) و الکی بخندن و آخرش یکیشون فلج بشه یا اون یکی آلزایمر بگیره و بمیرن .

البته این خیلی اغراق آمیزه ولی تا اون جایی که من دیدم هستش . 

                                          

ولی این زن اینطوری نبود ... از نظر نبوغ و احساس بالاتر از بقیه همسناش بود . میتونست مثل آدمایی که الان میبینیم ( رتبه های اول کنکور و غیره که حساب گرن و همشون میرن برق شریف حتی اگه بهش علاقه نداشته باشن) حسابگر باشه . ولی نبود و در ۱۱ فوریه ۱۹۶۳ خودکشی کرد . اسمش سیلویا پلاثه .

                                                

توصیه میکنم کتاب تصویر یک بانو از هنری جیمز رو بخونید.

                                                                                             فعلن

                                                                                            پیتر . و

 

نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام ... امیدوارم از خواندن پست قبلی دیوانه نشده باشید .

یک شعر می خواهم بگویم .(فی البداهه)

از پار می گویم ... پار ... این حوالی بود  و آخر اسفند . و من کم کم برای درس خواندن می جنبیدم  . همراه مادر ... زیر زمین خانه را تکاندیم . زیرزمین تکانی کردیم . و یک میز بزرگ آنجا بردیم . آن میز آنقدر بزرگ بود که از در کوچک آنجا بی خراش رد نمی شد . همه جا بوی صداقت می داد  ... بوی نم و خاک ... و غبار سیصد سال مانده .  

و من مشعوف ازاین امکانات بی بدیل . چند کتاب تست کهن و نو ... یک میز بی انتها . و یک دیوار که چند ماه روی آن نقاشی های تک رنگم را می چسباندم . آری ... چسب هم خریده بودم .

اتفاقاتی افتاد تا اینکه :

فروردینم ناقص شد . اردیبهشت را از من گرفتند و خرداد را به من دادند .

و من خود را از ۱۰۰۰۰ اردیبهشت به ۶۰۰۰ خرداد رساندم .

هرچند پارم غروب های دلگیری داشت . اما آن گذشت و این نیز بگذرد .

این را بگویم که برای صاحب دلان غروب شاد ترین لحظه هاست .

والحمدلله                                                                    استاد یوگا

نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام بر ملت

خیلی بده ... شاید هم خیلی خوبه که آدم حرفی برای گفتن نداشته باشه .... حتی چیزی برای روی کاغذ آوردن هم نداشته باشه ... بتونه حرف بزنه اما از چیز هایی که به نظر خودش بی ارزشه...البته منظورش این نیست که کاری بالذات کم ارزشه... اما برای خودش در این موقعیت زمانی... مثلا یه بقال وقتی را که برای محاسبات دخل و خرج کنار گذاشته رو بره کتب پزشکی بخونه ... یا اینکه یک فیزیکدان روزی دو  ساعت بره آشپزی کنه ... عمر هر دو تا ممکنه که تلف بشه ... یا اینکه ذهن هر دو تا با اطلاعاتی که به دردشان نمی خورد بی خود پر بشه ... یا یه کنکوری بره مغزش رو با اخبار بدون طبقه بندی روزنامه ها و تلویزیون پر کنه   ...اخبار چیز خوبیه اما برای کنکوری یه چیزیه که ضررش از سودش بیشتره ...ضررش ام از جانب اتلاف وقت هستش ... فقط منتظر یک زمانی است که کار ها درست بشه ...  نه اینکه دست روی دست گذاشته باشه ... بلکه منتظر وقتی است که مطمئن باشه ... حداقل از این که به حرف های خودش اطمینان داشته باشه یا اینکه بدونه این کاری که در نظر داره درسته ...اون وقت قدم های استوار برمی داره ... الان هم فقط داره مطالعه می کنه ... فکر می کنه ... نمی خواد ۳۰ -۴۰ سال دیگه اگه زنده بود برای بچه هاش بخونه : عمر گرانمایه در این صرف شد ... تا چه خورم صیف و چه پوشم شتاء

اینه ذره ای از حکایت کم حرفی استاد یوگا ...

نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 11:41 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

آیا مایلید حکایت "کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو " (همونی که یه قسمتش تو

کتاب ادبیات ۳ هست )را بذارم تو وبلاگ ؟؟؟؟؟....به صورت کامل و هفته ای ۲ صفحه

 

اگه مایلید تو نظرات بنویسید

نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

ظلمت

چه گریزیت ز من ؟
چه شتابیت به راه ؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه ؟
مرمرین پله آن غرفه عاج
ای دریغا که زما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است
نه چراغیست در آن پایان
هر چه از دور نمایانست
شاید آن نقطه نورانی
چشم گرگان بیابانست
می فرومانده به جام
سر به سجاده نهادن تا کی ؟
او در اینجاست نهان
می درخشد در می
گر بهم آویزیم
ما دو سرگشته تنها چون موج
به پناهی که تو می جویی خواهیم رسید
اندر آن لحظه جادویی اوج !

من از این شعر خیلی خوشم میاد .امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

shade

نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

          بسکتبال روزهای جمعه تعطیل شد

 

    "به دلیل استقبال بیش از حد"

 

بنده خدا احمد رفیعی که بعد از مدت ها اومده بود شما را ببینه انقد منتظر شما موند تا سبزه نوروز زیر پاهاش سبز شد

shade

نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

مهدی تو که رفتی

اسمان ها بارید

حنجره ها بس لرزید

من در ان میان بودم

چشمانم بارید

من کسی را دیدم

نای گریه اش نبود

می خواست دستت را بگیرد

سرش را بر روی شانه ات

میخواست دوباره بشنود صدایت را

اما هرچه گوش می داد صدایی نبود

خدا تو را از او گرفت

مردم او را از تو

مهدی زود رفتی خیلی زود

من هنوز باور ندارم این شوخی دنیا را

کوروش

نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

اما حال فهمیدم که مشکی زیبا ترین رنگ است

 مشکی رنگ عشق است

و ما همه به عشق تو مشکی پوشیده ایم

 تو رفتی .......تو رفتی و او را تنها گذاشتی

 من او را دیدم ...دیدم که برای تو گریه نمی کرد .....میمرد

 خدایا دوباره این کار را تکرار نکن.....نکن

 مهدی رفت و او تنها شد اما دیگر این کار را نکن

دیروز باید با هم جشن میگرفتید اما او امروز به تنهایی میگرید

 مهدی چقدر دوست داشتم برایت همچون شهریار شعری میگفتم اما چه کنم که کوروش بیش از این نمی تواند (برای شادی روحش یک فاتحه بخوانید)

نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

امروز روز خوبی است . هوا آفتابی بود و سوزش زمستان از بین رفت . حالا دیگر وقت کار و تلاش و انتظار روییدن محصولاتی که بذر آنکاشته شد و به امید کاشتن درختان دوستی...          والحمدلله

نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط مدیر !| |


استاد یوگا تو نظر سنجیا گفته بود خوش به حال من چون وقتم آزاده ... نمیدونم ازم انتظار میره چه کار کنم تا وقتم پر باشه ولی من تموم لحظه ها رو با این جور کارا پر میکنم ... و احساس میکنم زندگی یعنی همین ...



I've been so many places in my life and time

I've sung a lot of songs I've made some bad rhyme

I've acted out my love in stages

With ten thousand people watching

But we're alone now and I'm singing this song for you

                                                                      پیتر . و
نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

ببين چه معصوم خوابيده - ساکت و آروم خوابيده
جه بی‌ریا و ساده - ساده و بی‌افاده
کیه خوابیده اینجا؟ - این احمدی‌نژاده
انگار که خیلی خسته‌س - وظایفش زیاده
قبل از اینکه بخوابه - دستوراتشو داده:
معلمارو بزنین - به انفرادی ببرین

زنهارو زندونی کنین - کله‌شونو خونی کنین

راننده‌ها کتک میخوان - رو زخماشون نمک میخوان
من احمدی‌نژادم - مرد دهن گشادم
تیر خلاص‌زن بودم - هنوز نرفته یادم
تیر خلاص هرکی میخواد - میتونه جیکش دربیاد
قتل و قتال کارمه - خنجر پر شالمه
آهای آهای سلیمون - قالی‌رو بکش تو ایوون
گوشه‌ی قالی کبوده - اسم حاجیت محموده
محمود باغ بالا - سرکرده‌ی شغالا
شغال خندون کجا رفت - قند تو قندون کجا رفت
شغال پسته‌خور کو - با هفت قطار شتر کو
بگو پس از طهارت - بیان بیان زیارت
هاله‌ی نور دارم من - کک به تنور دارم من
عاشق دوز و کلکم - از همه بالاترکم
آتیش داری بالاترک - حشیش داری بالاترک
تو منقل رهبریه - زغال سینه کفتریه
رهبر چی گفت؟ گفت خوش باش - گرم بکش بکش باش
گفت خستگیتو در کن - بعدش منو خبر کن
اینجا دراز کشیدم - تو فکرای جدیدم
چه جور خوابیدم، ببینین - چه خوابها دیدم ببینید
میخوام کار جدید کنم - چنگیزو روسفید کنم

منبع : یادم نیست

کوروش

پی نوشت:منبع وبلاگ اصغر آقا می باشد    /http://asgharagha.blogfa.com

 

کوروش دفعه آخرت باشه از این مطالب می ذاری!!!!!!

نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط مدیر !| |


از بر و بچ کسی آلبوم جدید سلن دیون رو گوش داده ؟ خیلی چیزه محشریه ... اگه بتونم لینکی چیزی برا دانلود ازش پیدا کنم میزارم تو وبلاگ ... راستی من احتمالا پن شنبه برم اصفهان  ... آخرای هفته ی دیگم بریم بن چنار ... بعدش دو تا کتاب توپ گرفتم ( ناتور دشت با میدل مارچ ) ... فعلن دارم همش کتاب میخونم ...

                                                                                        
                                                                                                با بای
                                                                                                پیتر . و
نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

بالاخره علی دایی به عنوان سر مربی تیم ملی انتخاب شد

تو برنامه نود علی دایی تلفنی گفت که هر کی باندش قوی تر باشه می شه مربی تیم ملی

پس به این نتیجه می رسیم که باند علی دایی از همه قوی تره

درسته که علی دایی بازیکن بزرگیه و امیدوارم همین طور به بزرگ شدنش ادامه بده (تا اون جایی که از در رد نشه و تو ماشین هم جاش نشه )ولی ادب هم خوب چیزیه

shade

نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط | |

این رقص قشنگ تره یا گوگوش

پی نوشت:تشریف ببرید تو ادامه مطلب(با عرض معذرت از حضرت کوروش (باعث دیر لود شدن می شد))


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

در پی آهوی عشق ، صیاد آواره شدم

 تا کجا باید دوید ، یا رب بیچاره شدم

من عقابم شاه پر قله نشین بی شکست  

 ریشخند بچه آهویی به یک باره شدم

بال من بی سایه شدازبس که افتادم به خاک  

کنج خانه مانده ، بی پرواز و بی کاره شدم

من که از سی پاره ی قرآن نخواندم یک کلام

پرپر عشقم چنان کردی که سی باره شدم

صد هزار رحمت به تیر نا صواب دشمنم

اندکی مرهم مداوا می کند زخم تنم

تیر بی انصاف عشق تو نشست به قلب من

کارگر نیست هرچه مرهم من به این زخم می زنم

این حواس و هوش من با تو چه آسان می رود

پا به پای سایه ات عمرم شتابان می رود

 

دلایل قرار دادن این شعر در وبلاگ :

اول اینکه : قشنگه

دوم اینکه : آهنگش قشنگه

سوم اینکه : خوانندشم قشنگه (البته بود) الان پیره ولی جراحی زیبایی کرده،

 ای... بدک  نیست (منظور حاجیه خانم فائقه آتشین یا همون گوگوش هستش)

چهارم اینکه : بین خودمون باشه حرکات دستشم (موزون) قشنگه

پنجم  و مهمتر اینکه : در بیت " ریشخند بچه آهویی به یک باره شدم" از پسوند فامیلی من استفاده کرده . مسئله اینه که آیا از من اجازه گرفته ؟ من که راضی نیستم!!!

 

اینو نوشتم یخده تنوع بشه 

shade

 

نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

خیلی وقته که ازتون خبر ندارم و ازم خبر ندارید و غیره ... . مهم نیست چون کلاهم آنطرف ها نیفتاده بود و کلاه شما نیز اینطرف ها ... شاید هم آفتاده بود اما ماشاالله ما ملت اینقدر کلاه داریم که حسابشان از دستمان در رفته .

خب پس سینا اسلامی ... و اون یکی کی بود؟! هانس کریستوفر؟  همون والش.

کی می ره دهات توی این هوای گرگ و میش و بز و انتخابات.

اخبار انتخابات : فلان و فلان کاندیدای مجلس شدند .فلان و فلان رد صلاحیت شدند .حزب کارگر لیست خودش را بیرون نداده . حزب توده سکوت کرده . حزب کلاس۲۱ از خودش لیست در می کنه .

به قول مولوی  : رو سر بنه به بالین ... تنها مرا رها کن .

                                                      استاد یوگا یا به قول کریستوفر مراد گیتور؟

نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط مدیر !| |


همين الان كلاس زمين شناسيمون كنسل شد و من اومدم تا يه پست بزارم ... داشتم فكر ميكردم آدمايي كه تو قمن حتي ميتونن عرق آب رو در بيارن بزارن تو عرقيات فروشي و روشم يه برچسب گنده بزنن " عرق آب ، مخصوص درمان تشنگي ، رقيق كننده ي خون و از اين جور چيزا " ... داشتم فكر ميكردم شيد از آخرين باري كه ديدمش بايد چاق تر شده باشه ( شبيه يه پسرس كه من تو كلاس رياضي ميبينمش ) ... از همه چيزش فقط كاپشن كوتاش و نه منه گفتنش خيلي روشنه ... سينا اسلامي از دست همتون رنجيدس ... نه اينكه شما ناراحتش كرده باشيد ... الان همه از جايزه ي اسكار حرف ميزنن كه ديگه داره حال آدم رو بهم ميزنه ... (حتي نونواهاي سر كوچه ي ما كه طرفداري فيلم هندين ) ...

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط مدیر !| |


بهرام گفت اسمش رو از "فيلسوف 2007" به "سينا اسلامي" عوض كرده  ... احتمالا امتحاناي ميان ترم مام كنسل بشه (اونايي كه قبله عيده )‌ و اين آخرين هفته ي ما قبله عيد باشه ... الانم الافم و اگه بيكار باشم داستاناي جي دي سلينجر رو ميخونم...راستي به شيد بگيد كتاب سبز گاج حساب رسيده ...

                                                                                   21 قديس يا
                                                                                    پيتر والش يا
                                                                                    سپتيموس وارن اسميت
نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

http://whoarewe.blogfa.com/

یه نیگا به این بندازین.

نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 8:35 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

شما بازدید کننده محترم میتوانید از طریق ثبت نام در سایت زیر امار باز دید کننده گان خود را افزایش دهید . در ضمن از سایر امکانات نیز می توانید استفاده کنید

http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&parent=class21

نوشته شده در جمعه 10 اسفند1386ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

همان طور که می دانید محمود احمدی نژاد قرار است به شهر ما بیاید در همین راستا صندوق هایی جهت دریافت نامه های مردم در سطح شهر قرار داده اند

من هم نامه ایی نوشتم اما از انجا که امیدی به خوانده شدنش ندارم گفتتم برای شما بگذارم

لطف کنید نامه را در ادامه مطلب بخوانید و نظر بدهید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

اختر شناسان ده تصویر را بعنوان بهترین تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل طی 16 سال گذشته انتخاب کردند.  آنها اعتقاد دارند جهان ما نه تنها بسیار عمیق است، بلکه بطور شگفت انگیزی زیبا است.

 

تصاویر زیر به عنوان بهترین تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ هابل انتخاب شده است.

 

 

 

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

منبع:http://cph-theory.persiangig.ir/2030-hubblepics.htm


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

نمی دونم چه مرضیه همه دوست دارن انگشت تو ... تنظیمات وبلاگ کنن(البته با عرض معذرت)

هر چند پلوتون از منظومه خورشيدي حذف شده اما نامش در جدول تناوبي مندليف جاودانه است زيرا عنصرهاي ۹۲، ۹۳ و ۹۴ اين جدول را به افتخار اورانوس، نپتون و پلوتون؛ اورانيوم، نپتونيم و پلوتونيم ناميدند.

در فضاپيماهاي پايونير ۱۰ و ۱۱ و همچنين و ويجر ۱ و ۲ كه در دهه ۱۹۷۰ به فضا پرتاب شدند، پلاكي وجود دارد كه در آن ويژگي هاي منظومه خورشيدي و سياره هاي آن ثبت شده تا انسان و مكان آن را به تمدن هاي فرازميني احتمالي معرفي كند. در اين پلاك پلوتون نهمين سياره معرفي شده است.

افق هاي نو نام فضاپيماي بدون سرنشيني است كه ۲۹ دي ۸۴ به فضا پرتاب شد و سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵) به پلوتون مي رسد. هدف اين فضاپيما شناخت پلوتون و قمرهاي آن و در صورت موافقت ناسا رصد يك يا چند جرم ديگر كمربند كوييپر است.

اخترشناساني كه نپتون را رصد مي كردند متوجه شدند مدار نپتون با محاسبه هاي رياضي آنها هماهنگ نيست و حدس زدند سياره يي فراتر از نپتون (سياره ايكس) عامل اين بي نظمي است. به همين دليل كشف پلوتون در سال ۱۹۳۰ موجب خرسندي شد، اما از آنجا كه جرم پلوتون كم است نمي توانست عامل اين بي نظمي باشد. بعدها دانشمندان دريافتند جرم اورانوس و نپتون را كمتر از مقدار واقعي محاسبه كردند، به عبارت ديگر از همان ابتدا هم بي نظمي در كار نبود،

پلوتون در ۱۸ فوريه كشف شد، اما كشف آن در ۱۳ مارس روز تولد «پرسيوال لاول» اعلام شد، زيرا وي تاثير بسياري در كشف آن داشت. لاول وجود چنين جرمي را پيش بيني كرد و سال ها (از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۶) در رصدخانه يي كه خود ساخته بود به جست جوي اين جرم پرداخت.

زماني كه پلوتون كشف شد، نام هاي بسياري براي آن پيشنهاد شد. از جمله زئوس، لاول و حتي نام كوچكش پرسيوال. نام هاي اسطوره يي همانند كرونوس و مينروا نيز پيشنهاد شد. اما نام «پلوتون» را يك دختر يازده ساله انگليسي به نام وينتا پيشنهاد كرد كه هم دوستدار نجوم بود و هم علاقه مند اسطوره شناسي. پلوتون به معناي خداي دنياهاي زيرين است و حرف اول و دوم آن با حرف اول نام و اول نام خانوادگي پرسيوال لاول يكي است. نشان پلوتون نيز تركيب حروف P و L است.

وقتي پلوتون از فهرست سياره هاي منظومه شمسي حذف شد، بسياري از اخترشناساني كه در جلسه حاضر نبودند به نتيجه راي گيري اعتراض كردند، زيرا امكان راي گيري الكترونيك براي آنها فراهم نبود. حتي برخي از مردم عادي (از جمله بستگان و همشهريان كلايد تومبا) در يك تجمع به لغو عنوان سياره از پلوتون اعتراض كردند و نوشته هايي با مضمون «اندازه مهم نيست» با خود حمل كردند. پلوتون تنها سياره يي بود كه كاشف آن امريكايي بود، امروز هم پلوتون فقط يك «سياره كوتوله» است.

                       

منبع :آفتاب

زیاد تو اسم ها و شخصیت ها خرد نشید         Shade

نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

کوفه انگار نسبت به تو احساس نداشت
                                                        باغ ها ظرفیت عطر گل یاس نداشت



 پایتختی که در ان عدل علی میزان بود /  هیچ در ظلم و ستم بهر تو وسواس نداشت
نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

چقدر دوست دارم شعری بگویم..........شعری از عشق

اما حیف که نمی توانم این تلاطم های درونی ام را روی کاغذ بیاورم

اینکه چقدر تنهام .....اینکه چقدر به یک همراه نیاز دارم

کسی که عشقت را در چشمانش بخوانی

پس با قلبت به او بگویی دوستش داری

و این را می دانم که این ارزو هم اکنون محال است محال

روزی او را خواهم یافت .....نمیدانم چه وقت کجا

او را خواهم یافت

but not yet

نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

یه عکس ماهواره ای از دانشگاه قم می زارم حال کنید .

سمت چپ ساختمان مرکزی . سمت راست واحد برادران . بالا چپ کتاب خانه و سایت .   

http://i25.tinypic.com/zw0qi8.jpg

                                                                          استاد یوگا

نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

راستی تعداد نظرات رو حال کردید؟! فکر مستر والش بود.

بروبچ کیوون سلام می رسونه به همه ی بروبچ ... حتی پیتر والش!

راستی پیت... وجه تسمیه اسمت رو نگفتی؟

********

دنا ... بابا طاهر عریان یا به قول خارجی ها:

With with clean without dress

میگه:

مرا نه سر  نه  سامان  آفریدند....پریشانم  پریشان  آفریدند

پریشان خاطران رفتند در خاک....مرا از خاک ایشان آفریدند

***********

نیلزبور مطلب قشنگی بود ... شاید به فیزیک علاقه مند بشوید.

                                                            استاد یوگا

 

 

نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

دنیا برایم سیاه و سفید شده هیچ چیز جدید وهیچ رنگ جیدی نمی بینم همه چیز یکنواخت است ..وای کی این کابوس تمام میشود؟ومن نیز رنگ خوشی را خواهم چشید چرا زندگی در این دنیا برای من زیبا نیست چرا من نمیتوانم مانند بقیه این دنیا را زیبا ببینم حتی زمانی که به نظر بسیار سر خوش می ایم در دلم غمی بزرگ دارم که نمی دانم این غم کی به انتها خواهد رسید .؟روزها از پی هم میگذرند ونمیدانم مرا به کجا هل میدهند ومن همچون انسانی منگ ایستاده و نظاره گر هستم هیچ حرکتی نمی توانم بکنم و افرادی که اطراف من هستند هیچ یک مرا یاری نمی دهند و حتی گاهی مرا سردرگم تر میکنند .این سال در حال تمام شدن است ومن سال دیگر را نخواهم دید . چه فایده ان هم مانند امسال خواهد بود جز تغییراتی جزیی که ان هم ارزش ماندن ندارد پس

خداحافظ

نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

تو اخبار گفت :

قیمت پیامک فارسی ۸تومن و خورده ای

قیمت پیامک فینگیلیش  همون ۱۴ تومن

البته قیمت پیامک فینگیلیش از تابستون می شه ۲۲تومن و خورده ای

shade

نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط مدیر !| |


Design By : Night Skin