تبليغاتX
~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~


~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~






















سلام
غروب زمستان بود و ساعت آخر  ... فکر می کنم دو شنبه .  برای من که بدترین کلاس در هفته بود .زنگ تفریح بچه ها بلند بلند حرف می زدند تا استرس خود را کم کنند. همیشه یک نفر قبل از شروع کلاس می آمد و در کلاس گرت مرده می پاشید .زبان فارسی ،استاد حسینی .آخوندی که همیشه سر تا پا سیاه پوش بود و مرا یاد پرفسور اسنیپ در هری پاتر می انداخت . همیشه استرس این را داشتم که سوالی بپرسه یا اینکه با کسی لج بیفته  .چون معمولا جواب سوال هاش توی کتاب پیدا نمی شد! می بایست ده بار درس را می خواندی تا آن را کشف می کردی . وقتی هم از کسی کوچکترین بی نظمی را می دید شروع می کرد به سوال پرسیدن و منفی گذاشتن . هیچ وقت برای کسی مثبت نگذاشت . همیشه کوچکتر مساوی صفر برایش معنی داشت .  درس آن روز در مورد نام گذاری کتاب ها بود :نون و القلم ، بحر در کوزه ، فاطمه فاطمه است ، ...
آقای حسینی نام کتابی را که قبل انقلاب چاپ شده بود را مثال  زد ، راهی به سوی دل . تقریبا از تک تک بچه ها (ی کلاس 21) خواست محتوای آن را حدس بزنند .
از من هم پرسید .
- آقای بیاگوی نظر شما چیه؟
با تته پته گفتم : ... اِ ... یک کتاب عارفانه ... مذهبی... خداشناسی
بزرگوار رویش را برگرداند و از چند نفر دیگر هم پرسید . . وقتی عرایض بچه ها را جویا شد گفت: این یک کتاب آشپزی است .و ما خندیدیم .

مبهوت این بودیم که استاد هم با ما خندید.

خدایش بیامرزاد . روشش در کلاس همین بود . آخرش هم به همه نمرات کیلویی و زیاد داد .

استاد یوگا

نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام بچه ها

 امیدوارم حالتون خوب باشه و خیلی خیلی موفق باشید.....

 گفتم به جای نظر...ایندفه بهد از مدت ها پست بزارم...

 همه چی اینجا خوبه ....اما هوا صبحا خیلی سرده و سر ظهر آدم از گرمای خورشید میسوزه....

 درسا خیلی خوب پیش میره...اما بعضی از درسا همیشه یه جوری آدم رو اذیت میکنن....مثلا

 این ریاضی با این اثباتای مذخرفش.....نمیدونم اصلا کجا بدردمون میخوره.....اما بقیه ی درسا

 مخصوصا شیمی،زبان،نقشه کشی،فیزیک خیلی حال میدن....واقعا بی نظیرن...زیاد درس نمیخونم..

 یعنی تقریبا اصلا نمیخونم...اما میگذره.....

 یه سوال داوطلبی اثباتی ریاضی حل کردم و ۲۵/۰ گرفتم.....اینجا دوست پیدا کردم اما از بین این

 همه فقط ۲ تا ۳ تاشون بدرد بخورن و آدمن.....اونا هم دو تا شون قم هستن و اون یکی هم بچه ی

 تهرانه...اما بازم این دوستا کجا و شما کجا؟

 به خدا از ته دل میگم....اصلا شما با اینا قابل مقایسه نیستید.....دوستی ما یه جوریه که از برادر

 به هم نزدیکتریم....حتی دعا ها و بحثامون هم بردرانه بود و هست...میگن آدم وقتی چیزی رو از دست

 میده تازه قدرش رو میدونه و میفهمه چی بوده....درسته که شما رو همیشه دارم ولی بازم از هم دور

 شدیم و تازه آدارم میفهمم چه دوستایی دارم......

 همتون رو از ته قلب دوست دارم....

 راستی این هفته که معمولا همه بر میگردن قم یتدتون نره قرار بزارین بریم بیرون یا همدیگرو تو مدرسه

 ببینیم....

 به امید دیدار....

 فعلا بای....  

نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

سلام

چی بهتر از سلام پیدا می کنید؟

سلام

سلام

...

استاد یوگا

نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

خیلی وقت نیست که ندیدمتون . شاید هم خیلی وقت نیست من رو ندیدین . اما مطمئن هستم که دلتون برای سه نقطه های من تنگ شده ...
اصلا نمی تونم خودم رو بدون سه نقطه تصور کنم ...
از من شاکی نباشین که نیستم ... از روزگار هم شاکی نباشین ... از خودتون هم شاکی نباشین ... شاکی رو کاشتن دسته بیل دراومد!
اگه از قم دور هستین بزارید یه خورده از اینجا براتون بگم ...دم حرم  اون سوراخه که به مناسبت دومین ورود احمدی نژاد به قم کنده بودن   هنوز نتونستن پرش کنن ... مگه اینکه نوه ی احمدی نژاد بیاد تا اونجا تموم بشه .
هنوز اینجا کولر ها روشنه ... مطمئن هستم(به اندازه ی انشاالله) که در عرض یک روز از کولر 6600 به بخاری 2200 ارتقا پیدا می کنیم ...(به عمرم لغت بخاری 2200 را نشنیده بودم )
اگه از حال و روز علمای اسلام بخواهید هرروز بهتر از دیروز... دینگ دینگ!
اگه خدای ناکرده افسردگی گرفتید به من زنگ بزنید ... چون می فهمید که از منم حالتون بهتره و هزار بار خدا رو شکر می گویید .( هزار تا ... چه قدر زیاد)
راستی من هنوز هم نفهمیدم که توی قلیون فوت می کنن یا هورت می کشن ... هر چی از بچه های مهندسی مکانیک دانشگاهمون می پرسیم جواب سر بالا می دن ... آدم رو یاد تف سر بالا می اندازن . (پس نوشت -  راستی امسال تمام ورودی های جدید مکانیک دانشگاهمون از دارو دسته ی خرزو خان بودند)
از این به بعد سعی می کنم هفته ای یک پست بزارم ... آخه آدم چرت و پرت گوییش هم حدی داره ، مثل گل که پشت و رو نداره .
راستی گل بالا و پایین که داره ... همون کفایت می کنه که یک نفر سرو ته سرکلاس حاضر نشه ... چی گفتم!
موفق باشید
استاد یوگا

 

نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

ای مرده شور ریخت تون رو ببره  چرا هیچ کدوم پست نمیذارید هر سری اومدیم تو این خراب شده (وبلاگ)از سری قبل سوت و کور تر بود .

وقتی هم دیگه رو روزی سه چهار بار می دیدیم زرت و زرت این تو هه (قمی بخوانید لغت قبل را) می نگاشتید حالا که باید باشید معلوم نیست در کدامین قبرستان به دیار فانی بدرود گفته اید.

اگر دفعه دیگر امدم و کسی چیزی ننگاشته باشد با این سری می شود ۱۰ بار

و به قول ان مردک گاو اهن کش

فعلا بای

۱۹۸۸

نوشته شده در شنبه 20 مهر1387ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

این هفتّ هفته ی  اول دانشگاه ما بود نمی دونم چی شده ولی اصلا حال نمی ده دلم می خواد برگردم قم یه سر برم کتابخونه استانه وقتی میرسم این مسول کتابخونه که اسمش یادم نیست بهم گیر بده که کارت .من هم بعد از گشتن تموم جیب هام کارت رو در بیارم تا بزاره برم بالا .

وقتی میرسم بالا ببینم این ممده و علیه و اون انسانی کثیف وکاظم و(اگر کسی از قلم افتاد شرمنده) نشستن یا دارن درس می خونن یا فسقل در می کنن.وعد از سلام واحوال پرسی مفصل (وکلی درس خوندن )پاشیم دست جمعی بریم بیرون .

جلوی در بهرام و مهدی رو میبینیم و بعد زنگ میزنیم حامد و مراد و مجی هم بیان با هم بریم دور شهر

تو پارک این فرخ گلاب دره ایی واخوان رو می بینیم .بعد پول می زاریم و شیزینی و دلستر و نوشابه می خریم.بعد قسمتی چند تا اروغ میزنه

واین روز خوب به پایان میرسه

نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت 10:19 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی
زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی

صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها
سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی

به جز رنگین کمان در شهر، دیواری نمی ماند
خدا در کوچه های شهر عابر می شود روزی   

بیابانها به گرد کوهها چون تاک می پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می شود روزی   

تمام برکه ها را خوی دریا می دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می شود روزی

ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل فرش معابر می شود روزی   

بتان بر شانه ی محراب و منبر سایه افکندند
تو می آیی،خدا سهم منابر می شود روزی

چه باک از طعنه ی ناباوران؟ ما خوب می دانیم
که شب می میرد و خورشید ظاهر می شود روزی

 سمند نور زلف تیرگیها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی

تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی

در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد
و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی

                                                                                          حامد حسینخانی

                                                             ***

                                                     

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 14 مهر1387ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

به دستور بعضی ها نگاشته شد !

زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه !
ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه !

تو اگر گوشه محراب نشستی صنمی گفت چرا ؟
من اگر گوشه میخانه نشستم به تو چه !

آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند
تو که خشکی چه به من ، من که تر هستم به تو چه !

 

نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

امروز داشتم در مورد دانشگاه تو گوگل جست وجو میکردم به این مطالب بر خوردم برید بخونید چی نوشتههههههههههه وایییییییییییییی امان امان

http://sad-eye-never-lie.com/1387/04/khodkoshi-azad-lahijan/

امیر کبیری ها دست از این کارها بردارند اخه کی میخواهد ادم بشید هان کی ؟

البته امیر کبیری ما (کریمی)که اقاست ولی باز هم دست از این کار ها بردارید

                                                                                                       ۱۹۸۸

 

نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

امید وارم که حال همگی شما از اهالی کلاس ۲۱ و هم بازدید کننده های کلاس ۲۱ وهم اهالی بازدید کننده های کلاس۲۱ و هم بازدید کننده اهالی کلاس۲۱ کلهم اجمعین در سلامتی کامل باشد.

اگراحوال این جانب راخواستار باشیدجز دوری شما ملال های دیگری هم هست که به شما مربوط نمی باشد به قول شاعر علیه رحمه :فضول رو بردن جهنم پله نداشت خورد زمین.اما از اوضاع و احوال خود بگویید که چطورید خوبید و در سلامتی کامل به سر می برید هوووووووووو..........

امید وارم که شما رو تا قبل از مرگم (بعد از ۱۲۰ سال (که بیشتر هم شد عیبی نداره ))یک بار دیگه ببینم

 

۱۹۸۸ 

نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط مدیر !| |




    
                                                                     مهدي كريمي ثابت
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط مدیر !|

سلام

من رو توی وبلاگ phv.blogfa.com هم می تونید پیدا کنید .

امضای من هم هست   بابای وبلاگ

استاد یوگا

نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

                                                                                           مهدی کریمی ثابت

نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط مدیر !| |


Design By : Night Skin