تبليغاتX
~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~


~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~





















ديري است كه در بند و اسيرم

اسير او

اسير او كه نامش بود آزادي

دوري است كه در قربت اين جان من است

اينجاست در اين سينه ي غم

همين نزديكي

چه آسان برد و غارت كرد

چه آسان برد...، چه آسان برد

زمن دزديد و غارت كرد همه بود و همه هستم

مرا تا آسمان ها برد

زمين را برد از يادم

چه آسان برد ، چه آسان برد

چه آسان برد و غارت كرد...

[_]

شبي آمد

شبي آمد به بالينم

 بسان يك پري دختِ پري سيما

بسان مريم اقدس

كه بر گيسوي او بنشسته بود ، سنجاقك

براي تيره روزي هاي تابوتم

فقط روزن نبود او ، بل

براي آسمان تيره و تارم

 بسان قرص ماه چهارده بود آنشب

كه شب را باز بود آنشب برويش پنجره كانجا فرو ريزد جلا و روشني آنشب

پر از نور است تابوتم ....

وليكن عقده اي مانده است اينجا

در گلويم

كه اكنون باز گردد تا بگويم :

من پري دخت شبان بي كسي ها ي دلم را

                                  دوست مي دارم . 

tabout.blogfa.com

 

نوشته شده در سه شنبه 28 آبان1387ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط مدیر !| |



                                                                                         Mehdi.K.Sabet
نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

مردی که سالهاست منتظر آمدن مرد دیگریست

گاهی    دلش   برای   خودش  تنگ  می  شود

-------

 

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 7:42 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

 

اصلا باورتان نمی شود ...تنها با خرید یک سیم کارت شما هم صاحب یک سیم کارت شده اید

استاد یوگا

 

نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 6:48 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

به کوری چشم حسودا بچه ها دوباره کنار هم جمع شدن

محمد رحیمی الان داره سوالای هالیدی جلد یک رو حل میکنه ، کلک دیگه رفته تو نخ ریحانا و ماساری ... از وقتی نه تا داداش پیدا کرده هم وبلاگیاش رو از یاد برده  دیدی خودتم دیگه کسی رو تحویل نمیگیری !  

  

استاد یوگا به تفسیر و تحلیل و تدریس فیزیک و مغازله با دستگاه آب شیرین کن مشغوله و لگد کردن کوچه ی شماره ۱۱ شابراهیم و از طرفی تحلیف فیزیک اون یارو ( ؟ ) با ارائه ی کنفرانسا و نماز شب و التماس دعا داشتن و التماس دعا گرفتن و زیارت قبور ... هی میگه وقت ندارم وقت ندارم . من صدبار بهش گفتم من وقته خودم رو میدم به تو ، ولی هوشش همیشه طلبکاره ... باشه استاد یوگا . هی سوخته بکن !

خاتون خاله طبق معمول باید این وسط دله همه رو خوش کنه  فعلن کمپینش دارن طرفدارای مک کین رو دلداری میدن . مادر ترزا باید به داشتن دختری مثل تو افتخار کنه حلیمه خاتون ! اگه ماری کوری تو رو کشف میکرد به مراتب بیشتر از کشف رادیوم به نفع بشریت بود . 

 

راضیه دنباله عکساییه که سوژش یه بچه ی شیطون باشه و بتونه با سیم رابط به پستش ربط بده . بعد هی از شمیم زهرا تعریف کنه و بیاد بگه فلانی زشته بهمانی بی تربیته ! باشه راضیه خانم . غریبی بد دردیه . میزاریم به پای اون    

ساناز تی تی داره زار میزنه و از زمین و زمان میخواد که روز دانش آموز رو بهش تبریک بگن ( فهمیدیم دانش آموزی )  عزیزم بشین درسات رو خوب بخون . خوب نیست انقدر وقتت رو پای جفنگیات من نوعی حروم کنی . آخر سال مامانت به نمرات کارنامت نیگا میکنه نه به کامنتای عاشقانت

 

علی یاس بلاغی هم در فراغ استاد یوگا کامنت اشتیاق مینویسه ... خدایا مراد همه ی مریدان رو عطا بفرما ...پا مین 

و طبق معمول ۱۹۸۸ ، در به در  و کیوون غیبشون زده ، هخامنشی هم هر از گاهی میاد گله میکنه و میره

                                                              ***

شدیم عین یه خونواده ! حرفای زیادی برای نوشتن هست ولی تا همین جا هم زیادی نوشتم . راستی اگه کسی میخواد بره آواز گنجشک ها رو ببینه بدونه که ضرر نمیکنه . پست بعدی رو میزارم برای معرفیش .

        

                                                                                                     فعلن

                                                                                              مهدی کریمی ثابت

 

نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 4:2 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

من امروز خیل فعال شدم .

یک عکس در لینک  است مربوط به کنگره ی فلان و بهمان که فیزیک دان هایی دور هم جمع شدن .

از قبیل   انتیشتین و بور و شرودینگر و دیراک و لورنتز و ماری کوری و ...

سمت چپ یک نفر هست که شبیه به آقای بنایزدی است . نظرتون چیه؟

اگه به عکس دقت کنید یک سوال بنیادی براتون پیش میاد که :

 چرا فیزیک دان ها کچلند؟

یا این سوال : چرا کچل ها می روند فیزیک می خونن؟

یا این سوال : نکنه استاد یوگا کچل بشه؟

یا این سوال : اگه شاه عباس سیبیل های اینارو می دیدچه عکس العملی نشون می داد؟

یا این سوال : چرا من درس رو ول کردم ؟ چرا نشد که منم فیزیک بخونم ؟

یا این سوال : خدارا سه هزار مرتبه شکر که من فیزیک نخوندم .(این سوال بود؟)

----------پی نوشت:

ما که بخیل نیستیم که مطلب ننویسیم ... فقط این قدر کتاب روی سرو کله مون ریخته که چند سال طول می کشه از زیر آوار بیرون بیایم ...

استاد یوگا

نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام
با اجازه از دوستان ...

------------
دیروز
رفته بودیم دهستون ... به دیدن زمستون
------------
امروز
...
------------
فردا
رفته بودیم به مریخ ... به دیدن اگزلامباترونیخ (نام یک موجود فضایی)
------------
پس فردا
رفته بودیم چه راحت ... به دیدن قیامت
------------
پس اون فردا
رفته بودیم جهنم ... بزن بریم ! نم نم نم
-----------
پس پس اون فردا
رفته بودیم به بهشت ... پرتمون کردن ؛ حقیقتش
------------
نتیجه گیری اخلاقی
دنیای ما دو روزه ... این بیت ادامه داره


------------------------
این هم از بی معنی نویسی های من

استاد یوگا

نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 7:56 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام
یک شعر موج نو سرودم:
امروز رفته بودم آب شیرین بگیرم ... برق چشمای وزیر نیرو منو گرفت ...
سقای قم ... شیخ محمود دام ظله ...
دستش درست ...
---------------------
فکر کنم یک سال دیگه وقتم آزاد بشه ... قرار بزارین سال 89 همدیگه رو ببینیم ...
---------------------
استاد یوگا
نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

فقط به خاطر گل روی خانم(؟!) ساناز. تی تی : پساپس  روز دانش آموز بر همه

دانش آموزان گرامی و محترم حال و سابق و آینده مبارک باد  


 

 

بلم ، آرام چون قویی سبکبار
 
به نرمی بر سر ِ کارون همی رفت

 
 
به نخلستان ِ ساحل ، قرص ِ خورشید
 
ز دامان ِ افق بیرون همی رفت

 
شفق ، بازیکنان در جنبش ِ آب
 
شکوه ِ دیگر و راز ِ دگر داشت

 
به دشتی بر شقایق ، باد ِ سر مست
 
تو پنداری که پاورچین گذر داشت

 
جوان ، پاروزنان بر سینه ی موج
بلم می راند و جانش در بلم بود

 
 
صدا سر داده غمگین ، در ره ِ باد
 
گرفتار دل و بیمار ِ غم بود

 
 "
دو زلفونت بود تار ِ ربابُم
چه می خوایی ازین حال ِ خرابُم

 
تو که با ما سر ِ یاری نداری
 
چرا هر نیمه شو آیی بخوابم "


درون ِ قایق از باد ِ شبانگاه
 
دو زلفی نرم نرمک تاب می خورد

 
 
زنی خم گشته از قایق بر امواج
سر انگشتش به چین ِ آب می خورد

 
 
صدا ، چون بوی ِ گل در جنبش ِ باد
 
به آرامی به هر سو پخش می گشت

 
 
جوان می خواند و سرشار از غمی گرم
پی دستی نوازش بخش می گشت :


"
تو که نوشُم نئی نیشُم چرایی
 
تو که یارم نئی پیشُم چرایی


تو که مرهم نئی زخم ِ دلم را
 
نمک پاش ِ دل ِ ریشم چرائی "


خموشی بود و زن در پرتو ِ شام
 
رخی چون رنگ ِ شب نیلوفری داشت

 
 
ز آزار ِ جوان دلشاد و خرسند
 
سری با او ، دلی با دیگری داشت


ز دیگر سوی ِ کارون زورقی خُرد
سبک ، بر موج لغزان پیش می راند

 
 
چراغی ، کور سو می زد به نیزار
صدایی سوزناک از دور می خواند


نسیمی این پیام آورد و بگذشت :
"
چه خوش بی مهربونی از دو سربی "


جوان نالید زیر ِ لب به افسوس :
"
که یک سر مهربونی درد ِ سر بی "

" فریدون توللی "

محمد رحیمی

نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام بچه ها

امروز برای اینکه سایت آپدیت شده باشه و یه مطلب جدید توش باشه این طالع بینی یا همون مشخصات افراد ماههای مختلف رو براتون گذاشتم....

اولیش ماه تیر....چون خودم تیری هستم....بعضی چیزاش واقعیه اما خیلی هاش هم اصلا واقعیت نداره.....

اما در کل همینه دیگه....بخونید و ببینید که چقدر در مورد من صدق میکنه.....

اگر هم وقت کردید یه مطلب جدید تو سایت بذارید.....لطفا.....

مشخصات كلي متولدين تيرماه:

خيلي حسّاس ، سريع الانتقال ، رويايي ، عاشق خانه و خانواده ، منزوي ، عاشق مهتاب ، عاشق فرزند ، علاقه

مند به كشاورزي ، گاهي آرام و گاهي طوفاني ، خجالتي ، بسيار با سليقه و شيك پوش ، پشتيبان اقوام ، داراي

قويترين احساسات ، بهترين آشپز ، علاقه زياد به گل ،  داراي حس پدرانه يا مادرانه ، با وفا ، رفيق باز ، صرفه جو و

اقتصادي ، محتاج به كمك ديگران ، پر محبّت ، مطيع همسر ، تا حدودي خسيس ، متنفّر از انتقاد ، با هوش ، اهل

قهر و آشتي ، در آشتي پيشقدم نمي شود ، همسري با وفا ، غمگين در روزهاي ابري ، گاهي خوب و گاهي بد

، خيالاتي ، عاشق عتيقه و اشياء كهنه ، اهل تدارك و آذوقه ، ماديّگرا و پول پرست ، رك گو ، خودخواه ومغرور ، تا

حدودي سطحي نگر ، صبور و آرام ، حافظ اسرار ، علاقه زياد به مادر ، عاشق تعريف و تمجيد ، مهمان نواز عالي .

خيلي ظريف ، شكيبا ، صميمي ، محافظه كار ، اهل ريسك نيست ، ميهن پرست ، انتقامجو ، وسواسي ، رئوف و

مهربان .

مرد متولد تير

اخمو، بچه مسلك، تودار، همبازي بچه‌ها، كمي بخيل و پول دوست، او بدون شك استاد است و مي‌تواند

طولاني‌ترين مطالب را در كوتاهترين جملات بيان كند. حواسش هرگز پرت نمي‌شود و از پرچانگي بيزار است. اگر

قلبش جريحه دار شود فورا به لاك خويش فرو مي‌رود. هيچ مردي به اندازه او زنش را دوست ندارد.

زن متولد تير

با وفا، نجيب، گاهي اوقات خسيس، در آشپزي قابل، در شبهاي مهتابي عاشق، در دوران مادري يك زن كم‌نظير،

از انتقاد نفرت دارد، اگر مورد تمسخر قرار گيرد به شدت آزرده خاطر مي‌گردد و تاب تحمل طرد شدن را ندارد. صبر و

از خودگذشتگي او براي كسانيكه دوستشان دارد حد و مرزي ندارد.

 

منبع:    http://www.takkhal.net 

 

فعلا بای....

هخامنشی

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

وقتی پارسال شعری از طاهره صفارزاده خوندم ، با خودم گفتم : چه قدر غم انگیز و واقعی !

موضوع شعر ، زنی بود که در یک بعد از ظهر ، در انتظار مهمانی که از راه برسه روی ایوان نشسته.

تصمیم گرفتم شعرهای دیگش رو بخونم. با هزار زحمت ، از کتاب خونه ی تخصصی ادبیات کتابی ازش 

پیدا کردم که مال اوایل انقلاب بود. انتهای کتاب مصاحبه ای بود با خانم صفارزاده. این مصاحبه تاثیر زیادی

روی من گذاشت. به طوری که هنوز که هنوزه حرفاش تو گوشمه. 

این رو برای کسانی گفتم که بعد از مرگش ، میخوان کتاباش رو بخونند. خوندن این مصاحبه از

خوندن بعضی اشعارش مفیدتره

 

                                                                      مهدی کریمی ثابت

نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

اسم وبلاگ دبیرستان صدوقه ... ولی هیچ چی از اون نمی نویسیم

اینم برای تنوع (دبیرستان صدوق در حال بازسازی )

 

محمد رحیمی

نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

ببینید ... هر کسی که با من در افتاد ... خوب افتاد ... به من چه ؟

فکر نکنید که مشکلی با کسی دارم ... موضوع اینه که کسی با من مشکلی نداره...شاید هم مشکلی با کسی من نداره ... یا ...

هر چی فیزیک می خوانم بشتر ( = بیشتر ... از اختیارات شاعری ) به این مقوله پی می برم که دنیا بر باد است .

این متن فقط ابراز وجود یک ممکن الوجود بود.

 

استاد یوگا ( بدیهی ترین ممکنات )

نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 5:50 قبل از ظهر توسط مدیر !| |

سلام

بالاخره من اینجا پیدام شد

اول یه شعر که می گن از ابن سیناست ... خوشم اومد گفتم بنویسم که عریضه خالی نباشه

با این دو سه نادان که چنین می دانند
از جهل که دانای جهان ایشانند
خر باش ، که این جماعت از فرط خری
هر کو نه خر است ، کافرش میدانند

اهم فعالیت های من تو این سه روز :

فردا کتابخونه آستانه .. اگه رام بدن

پس فردا تا بعد از ظهر صله ی ارحام .... بعدشم صله دوستان اگر مایل باشند

شنبه هم که تا بعد از ظهر خوابم ... بعدشم که راهی ...

اگه دوستان قصد زیارت منو داشتن فردا بیان کتابخونه (خودتون که می دونید من چطوری درس

 می خونم )

همین ... خدانگهدار

العبد الاحقر محمد رحیمی

نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط مدیر !| |


Design By : Night Skin