~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~
مطلبی خوندم که بر من تاثیرزیادی گذاشت این مطلب را می نویسم تا شما هم از اون استفاده کنید:(من همراه همیشگی شما هستم.من بزرگترین یاور وسنگین ترین بار روی دوشتان هستم.من یا شما را به جلو هل می دهم یا شما را تا مرز شکست عقب میکشم .من کاملا تحت فرمان شما هستم .شما می توانید نیمی از کارهایتان را به من بسپارید وخیالتان راحت باشدکه می توانم آن ها را با سرعت و به درستی انجام دهم. مدریت من آسان است.کافی است در برخورد با من قاطع باشید .دقیقا به من نشان دهید که می خواهید هر کار چطور انجام شود ومن پس از چند بار تمرین از طرف شما،به صورت خود کار آن را انجام خواهم داد.من خدمتگذار تمام انسان های بزرگ وهمه انسانهای شکست خورده هستم.بزرگان را من بزرگ کرده ام وشکست خوردگان را من به ورطه شکست کشانده ام .من ماشین نیستم اما با دقت ماشین،به علاوه ی هوش انسانی کار می کنم.می توانید از من در جهت سود یا زیان خوداستفاده کنید، برای من تفاوتی نمی کند.مرا در خدمت بگیرید،آموزش دهید،با من قاطع باشید،تا من جهان رازیرگامهای شماقراردهم ومرادست کم بگیریدتاشمارا نابود کنم. (آیا مرا می شناسید؟من عادت هستم .) استاد زبان فرانسه در مورد مذکر يا مونث بودن اسمها توضيح ميداد که پرسيد : درسحرگاه یک روزعادی در گرگ ومیش یک تولد در تحیر یک طبیعت در تبسم یک دلهره در کوچه ای خلوت درپیاده رویی سر شار از بوی ((دوستت دارم )) با نگاهی به افق، به دور دست قدم زنان پرسیدم: (زندگی چیست ؟) گفت:(نگاه کن به قطره شبنم!) قطره شبنم ر ا به دستم داد وگفت :(به درونش بنگر ) ((زندگی آنجاست )) فرارسیدن خجسته زادروزیگانه عدالت گست گیتی "قائم آل محمد"مبارکباد روز جوان و تولد حضرت علی اکبر (ع) را تبریک میگم . پ.ن :۱-این روز رو به تمامی جوان ها و اونایی که دلشون همیشه جوونه تبریک میگم و این گل ها تقدیم تمامی دوستان جوان پ.ن. ۲-شنیدید میگن به ما که رسید وا رسید قضیه ما جوان هاست دیگه پ.ن۳- می خوام از م.ک.ث به خاطر مطلب جالبش تشکر کنم . در نقطه ای اطراف تهران . از آنجا کنار جاده قم - تهران آمدیم. قبل از آن به راحتی خودمان را با لباس های مردم روی زمین پوشاندیم. بعد از 2 ساعت به محل اسکان رسیدیم. همانطور که شما دستور داده بودید سی دی زبان فارسی را در مغزمان بارگذاری کردیم. u1989 خیلی خسته بود . برای همین سریع خودش را هایپرنت کرد. فعلن مدت زمانی لازم است که ما به شرایط اینجا عادت کنیم. منتظر گزارش بعدی باشید. *** حالا ما دو سنگ شده ایم و کنار ساحل ترد و نمکی حوض سلطان افتاده ایم. سال ها از زمانی میگذرد که دو ربات بودیم. از دور خط باریکی را میبینیم که روی آن ماشین ها به اندازه ی قوطی کبریت حرکت میکنند. من و او دیگر اسمی نداریم. گاهی اوقات بارانی میبارد. ولی دیگر گردش روزها از دستمان خارج شده است. فقط میدانیم شب شده یا روز. حتی یک حشره هم تن سخت و سیاه ما را لمس نمیکند. فقط باران و هرم هوا. ما اینجا افتادیم . بدنمان مسخ شده . به ما گفته اند اگر میخواهید تبدیل شوید به انسان باید تنهایی را درک کنید. تا زندگی را به شما بدهیم. ما الان داخل کره ی زمین به سنگ تبدیل شده ایم و این تازه اول راه است. *** سلام من هم به رسم زمینیان عادت کرده ام سلام کنم. همانطور که در گزارش قبل به آن اشاره شد کار مصاحبه با نمونه ها آغاز گشت. در اولین قدم مصاحبه ای با یک انسان کهن سال انجام داده ایم که در ادامه مشاهده خواهید کرد. س : یعنی سوال پ : یعنی پاسخ س : بگویید اسم شما چیست ؟ و آیا کهن سال هستید ؟ پ : په ! پس جوونم ؟! این موها رو نمیبینی مث آرد سفیده ، این چروکای دور چشم و روی دستا رو نمیبینی بچه جون ؟ س : بگویید اسم شما چیست ؟ پ : چه فرقی میکنه ؟ تو هر چی دوست داری صدا کن. س: پس من شما را مریم صدا میکنم . پ : جوون نکنه عقل از سرت پریده ؟ مگه من دخترم ؟ س: دختر چیست ؟ پ : هیچی . واقعن این یارو عقل از سرش پریده ! س : ببخشید آخر من تازه از فرنگ برگشتم ( این راهی بود که u1989 به من یاد داده بود تا بتوانم از شک دیگران فرار کنم . ) پ : ا ... چه کشوری بودید ؟ س : ا ... شما قطب دارید ؟ پ : پس قطب بودی ؟ آ باریکالله ! پیش پنگوئنا ! س : در قطب شما پنگوئن هست ؟ پ : آخ خدا سر و کله زدن با این فرنگیام چه کار سختیه ! خب بیا اصلن سوالاتو بپرس. *** 1 ) زمان تاثیر عجیبی بر روی انسان ها دارد. 2 ) بر اساس این تاثیر انسان ها به 5 دسته ی عمده کودکان ، نوجوانان ، جوانان ، میانسالان و کهن سالان (پیران) تبدیل میشوند. 3 ) این انسان ها ی کودک ، نوجوان ، جوان ، میانسال و کهن سال با یکدیگر تفاوت های مهمی دارند که زمینه ی جذابی برای لابراتورهای پژوهشی ما خواهد بود. 4 ) من و u1989 تصمیم گرفتیم از هر گروه یک نمونه را انتخاب کرده و با او مصاحبه کنیم تا بتوانیم این تفاوت ها و علت های آن را کشف کنیم. 5 ) در اولین قدم من به پارکی ( مکانی پر از موجود سبزی به اسم "درخت " که سالمندان در آن جمع میشوند.این را هم اضافه کنم که سن انسان ها از روی قیافه شان قابل شناسایی است) رفتم و با یک انسان کهن سال مصاحبه کردم . سعی کردم سوالات تا جای ممکن طبیعی جلوه کند اما متوجه شدم طبیعی یا غیر طبیعی بودن سوالات برای انسان کهنسال فرقی نمیکند. 6 ) این مصاحبه در پیوست خواهد آمد. *** K2100 ازمن خواسته که از فعالیت های روزمره م یادداشت بنویسم . معنی این کاررو نمیفهمم وقتی خودش بهتر میتونه از عهده ش بربیاد . من هر روز گزارش کارهامومو بهش تحویل میدم واون هم به بهترین نحو ازپس سین جیم من برمیاد.سین جیم یک اصطلاح زمینی هست که در صورت نیاز توضیحات کامل رو در یک پیوست جداگانه تحویل میدم.به هر حال کار چندان جالبی نیست وامیدوارم توقع نداشته باشید به خاطر این کار از K2100ممنون باشم! شاید من آدم پرخوری باشم وهر روز مقدار زیادی معادله قورت بدم اما این باعث نمیشه که اون منو متهم به گریه کردن اونهم از نوع وخیم سبز لزج بکنه.اون نمیخواد قبول کنه که ذوزنقه به معده من نمیسازه ومدام سعی داره بهم تذکر بده خوردن سنگ برام مضره ! نمیدونم چه اشکالی داره که آدم سنگ بخوره .درمقایسه با خوراکی های متنوعی که آدمها هر روز استفاده میکنن چیز زیادی نیست. باید بگم توی این مدت کوتاه اقامت در زمین مجذوب دو چیز شدم : بستنی وسیب زمینی . فقط باید چندین کیس انسانی رو مورد مطالعه قرار بدین تا استعدادی که انسانها برای لیسیدن (روشی برای خوردن بستنی) انواع بستنی از خودشون نشون میدن شگفت زده تون کنه. کاش محققان عالی رتبه راهی برای شبیه سازی لذت خوردن بستنی در مغز آدمها به صورت معادله های چند مجهولی داشتن تا مردم ما هم قادر به درک این لذت باشند . وسیب زمینی...پدیده زمین ظاهر زیباش از همون اول منو سحر کرد. شاید این حس قرابت خاص من به سیب زمینی به خاطر ظاهر فوق العاده ش باشه که شباهت بسیاری به ما مریخی هاداره وحتی مثل ما مجهز به تعداد خیلی زیادی چشم هست. قبل از اومدن به زمین فکر میکردم مهم ترین سرمایه آدمها نفت باشه...اما با توجه به مطالعت پراکنده م در این مدت فهمیدم سیب زمینی نبض تپنده زمینه . به نظر خیلی خیلی خوشمزه میاد .امیدورام یک روز به اون پله ای در پیشرفت برسیم که بتونیم طعم ومزه انواع محصولات حاصل از سیب زمینی رو به صورت اشکال مختلف هندسی دربیاریم تا همه مریخ بتونن ازش استفاده کنن وحتی اونو به کره های دیگه صادر کنیم. این اولین گزارش من از فعالیت هام در زمین بوده که به K2100 تحویل میدم. با احترام.مامور ویژه u1989 *** يك كلمه اي كه در روي زمين خيلي كاربرد دارد"سلام "است. سلام به معنی بهی که در درود بر کسی گویند یعنی سلامت و بی گزند باشید و نیز تهنیت و زندش و تحیت و درود و خیر و عافیت و تعظیم و تکریم. ولي u1989 ميگويد از انسان همسايه (كه از نوع زن هست.در اين رابطه u1989 ميخواهد گزارش مفصلي تهيه كند) شنيده است كه شوهرش (يعني انسان مردي كه طي يك پيمان با او همخانه ميشود )او را با يك "سلام" بدبخت كرده است. همچنين u1989 شنيده است كه كسي ميگويد "سلام گرگ بيطمع نيست ". او بسيار گيج شده بود چون قبلن خوانده بود حيوانات كه گرگ ها هم جز آنها هستند (غير از طوطي )نميتوانند حرف بزنند . براي همين دوباره به فرهنگ لغت مراجعه كرد و فهميد اين يك ضرب المثل است.ولي باز هم گيج شد. چون باز متوجه نميشد چرا بايد جمله ايغير از معناي خودش استفاده شود . براي همين تمام ديشب نشست و گريه كرد . گريه ي سبز و لزج مريخي. كم كم داريم متوجه ميشويم (اين اصطلاح را تازه از مردم زمين يادگرفته ام) كه زمين جاي دوست داشتني اي است. k2100 و u1989 تصميم گرفته اند كه بيشتر با انسان هاي كره ي زمين آشنا شوند. ولي مشكل كوچكي وجوددارد . u1989 زيادي سربه هواس (اين هم اصطلاح ديگري كه ياد گرفته ايم ). او پيوسته به مردم نزديك ميشود . *** 1 ) امروز اینجا باران آمد . فیلم اولین بارانی که روی زمین دیده ایم را به گزارش ملحق میکنم. 2 ) U1989 از صبح تا شب ( اینجا روزها خیلی خیلی کوتاه تر از خانه است !) داشت با همسایه ها راجع به چیزهای جزئی حرف میزد. 3 ) بعضی همسایه ها فکر کردند ما طبیعی رفتار نکردیم ( آن ها میگفتن ما " دیوانه " شده ایم به فرهنگ لغت مراجعه کردیم نتایج این بود : "[ دی ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) از: دیو + انه ، ادات نسبت . (یادداشت مؤلف ). مانند دیو. همچون دیو. در اصل بیای مجهول بوده بمعنی کسی که منسوب و مشابه دیوان باشد در صدور حرکات ناملائم و در آخر این لفظ که «هاء» مختفی است برای نسبت و مشابهت باشد. (غیاث ). منسوب به دیو و جن ، ضد فرزانه که منسوب بعقل وحکمت است . (از آنندراج ). || دیودیده . دیوزده . دیودار. جنی . زنجیری . دیوبخوریده . احمق . ابله . نادان . بی علم . بی دانش . (ناظم الاطباء). خل . چل . کالیو. || سفیه . ناقص عقل . کم خرد. سودایی . مقابل فرزانه و عاقل . مخبول . مخبط. تباه خرد " ) . *** انسان ها غذا میخورند. آن ها از ظروفی که حاوی ویتامین های آ،ب،ث ، پروتئین های نوع a و b ، چربی های اشباع شده و نشده ، چیزهایی به رنگ سبز و زرد و نارنجی ، لزج یا سفت ، داخل دهانشان ( عضو شکاف مانند روی صورت ) میگذارند. و دهانشان را تکان میدهند ( آن را میجوند ) آن ها بعد از اینکه غذایشان تمام شد میگویند خوشمزه بود یا بدمزه بود . چون ما نمیتوانیم بخوریم پس توصیف مزه را هم نمیتوانیم بکنیم. انسان ها در وعده های مختلفی غذا میخورند. و در کنار غذا باید مقدار زیادی h20 (یا آب ) را بخورند. همانگونه که میدانید در سیاره ی ما هم مقادیری از این ماده وجود دارد . میزان استفاده ی انسان ها از این ماده حیرت آور است . به گونه ای که میشود با آن کل منظومه ی شمسی را شست! آب داخل استخرهای بزرگی به نام اقیانوس قرار دارد. *** امروز تحقیقاتمان را درباره ی انسان ها شروع کردیم. ابتدا من و U1989 بار دیگر موضوعاتی را که میخواهیم در باره ی آنها تحقیق کنیم ، بررسی کردیم. u1989 قرار شد کار تحقیقی اش را درباره ی هنر شروع کند. من هم قرار شد دست به پژوهش در مورد انسان ها بزنم. *** ما دیشب به راحتی فرود آمدیم . در نقطه ای اطراف تهران . از آنجا کنار جاده قم - تهران آمدیم. قبل از آن به راحتی خودمان را با لباس های مردم روی زمین پوشاندیم. بعد از 2 ساعت به محل اسکان رسیدیم. همانطور که شما دستور داده بودید سی دی زبان فارسی را در مغزمان بارگذاری کردیم. u1989 خیلی خسته بود . برای همین سریع خودش را هایپرنت کرد. فعلن مدت زمانی لازم است که ما به شرایط اینجا عادت کنیم. منتظر گزارش بعدی باشید... مهدی.ک.ث (رهایی تو به به دست توست ونه غیر.هرکس باید واقعیت را برای خود کشف کند.چرا که درک واقعیت راهی هست مستقیم . پس خویشتن را بشناس) کریشنا مورتی باز هم این اعیاد شعبانیه رو تبریک می گم. اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست اين چه شمعي است که جانها همه پروانه اوست با سلام به تمامی دوستان تولد سومین امام شعیان امام حسین (ع) و برادر عزیز ایشان حضرت ابولفضل العباس (ع) به تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم

کامپيوتر مذکر است يا مونث؟
همه دانشجويان دختر جنس رايانه را به دلايل زير مرد اعلام کردند:
-وقتي به آن عادت مي کنيم گمان مي کنيم بدون آن قادر به انجام کاري نيستم.
-با آن که داده هاي زيادي دارند اما نادانند.
-قرار است مشکلات را حل کنند اما در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشانند.
-همين که پايبند يکي از آنها شديد متوجه ميشويد که اگر صبر کرده بوديد مورد بهتري از آن نصيبتان مي شد.
و همه دانشجويان پسر به دلايل زير جنس رايانه را زن اعلام کردند:
-به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد.
-کسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي آورد.
-کوچکترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره مي کنند تا بعد ها تلافي کنند.
-همين که پايبند يکي از آنها شديد بايد تمام پول خود را صرف خريد لوازم جانبي آنها بکنيد .
.gif)
ای پدر مهربانم ! مهدی جان
چراغانی کرده ایم یادت را ...
کوچه ها را آب پاشیدیم ....
چشمهایمان را فرشی ساختیم
تا هر چشمی گلی باشد
بر قالی قدمهایت ....
تا چراغی باشد بر مقدم ظهورت...
پس بیا ........




که آفتاب را با ظلمت نبردی در میان است.
آفتاب از حضور ظلمت دلتنگ نیست
با ظلمت در جنگ نیست.
ظلمت را به نبرد آهنگ نیست
چندان که آفتاب تیغ برکشد
او را مجال درنگ نیست.
| Design By : Night Skin |


