تبليغاتX
~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~


~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~





















 

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

در این پست و دو پست بعدی که ان شاء الله خواهم گذاشت با هم موضوع مهم جبر و اختیار را بررسی میکنیم.در این پست به مفهوم جبر و اختیار از دیدگاه فلسفه ی غرب میپردازیم(البته به صورت خیلی خلاصه و ساده ).در پست بعدی این موضوع را در فلسفه ی اسلامی بررسی میکنیم و پست آخر به نتیجه گیری و جمع بندی اختصاص خواهد داشت.

جبر و اختیار در فلسفه ی غرب :

تعاریف اولیه :

۱)عمل جبری: عملی که حقیقت من انسان در تحقق آن دخیل نیست.

۲)عمل مختارانه: عملی که حقیقت من انسان در تحقق آن دخیل است.

۳)اصل موجبیت: هر عملی مسبوق(متصل) به سلسله اعمال نفسانی یا فیزیکی ماتقدم آن عمل است.

۴)اصالت تداعی صور نفسانی: هر لحظه مجموعه ای از انگیزه هاست به گونه ای که در هر لحظه انگیزه ی قوی تر به عنوان انگیزه ی برتر منجر به ایجاد فعل انسان میشود.

حال که با تعاریف اولیه بحث جبر و اختیار آشنا شدیم باید ذکر کنیم که اصولا فیلسوفان غرب در رابطه با جبر و اختیار سه موضع اتخاذ کرده اند:

۱)فیلسوفان قائل به جبر :

این دسته از فیلسوفان جملگی اعمال بشری را اعمال جبری میدانند.از مهمترین فیلسوفان معتقد به این نظریه میتوان از سقراط ، اسپینوزا ، هگل ، مارکس و نیچه اسم برد.

مهم ترین استدلال این دسته از فیلسوفان اصل موجبیت میباشد.

البته هر کدام از آن ها به نوع خاصی از موجبیت معتقدند از جمله :

الف ) موجبیت نفسانی : یعنی اعمال موجبی نفسانی (انسان به عنوان ذهن )

ب ) موجبیت بیولوژیکی : یعنی اعمال موجبی بیولوژیکی (انسان به عنوان یک عضو بیولوژیک)

پ ) موجبیت تاریخی : یعنی اعمال موجبی تاریخی (انسان به عنوان جزئی از تاریخ)

موجبیت اقتصادی و ...

۲ ) فیلسوفان قائل به اختیار:

این دسته از فیلسوفان جملگی اعمال یا قسمی از آن ها را مختارانه میدانند.مهمترین حامیان این نظریه عبارتند از کانت ،کیرکگور ،هایدگر ،دکارت ،لایب نیتس ،ولتر ،بردیایف و اپیکوریان.

استدلالات:

الف) نظریه استعلایی کانت در مورد زمان:

ذات انسان با زمان به تجربه ها نظم میبخشد.

در نتیجه ذات انسان خارج از دایره ی زمان است.

اصل موجبیت میگوید ذات انسان تحت تاثیر زمان است.

در نتیجه اصل موجبیت میگوید ذات انسان داخل زمان است.

پس اصل موجبیت غیر قابل قبول است.

ب) نظریه تکلیف دینی کیرکگور:

انسان در جاذبه ی گناهان احساس ترس میکند.

این ترس آگاهی بدون وجود اختیار در انسان بی معنی است.

پ) رد اصل موجبیت توسط برگسن:

تمام اصول موجبیت جز موجبیت نفسانی استقرایی است.

تنها میتوان اصل موجبیت نفسانی را به عنوان یک اصل بررسی کرد.

اصل موجبیت نفسانی در دل خود اصالت تداعی صور نفسانی را مستتر دارد.

این که میگوییم انگیزه ی قوی تر یعنی برتر یک حکم تحلیلی(یعنی حکمی که هیچ حقیقتی را در بر ندارد) است زیرا

انگیزه ی قوی تر یعنی انگیزه ای که بر سایر انگیزه ها فائق آید.یعنی انگیزه ی برتر. پس انگیزه ی قوی تر یعنی انگیزه ی برتر.پس طرفین قضیه به صدور حکم هیچ کمکی نمیکنند.در واقع ما از خود فرض برای اثبات حکم استفاده کرده ایم.(البته برگسن اختیار را ثابت نکرده بلکه نظر جبری ها را رد کرده )

۳ ) فیلسوفان لا ادری (نمیدانیم!)

دسته ی آخر از فیلسوفان معتقدند درمورد جبر و اختیار اصولا نمیشود هیچ حکمی صادر کرد.

استدلالات:

الف) عدم امکان حکم کردن در مورد آینده برگسن:

هر گونه حکمی در مورد آینده، ناشی از شبیه دانستن آن به گذشته است.

هیچ دلیل علی وجود ندارد که آینده مثل گذشته باشد.

پس در مورد آینده نمیتوان هیچ حکمی صادر کرد.

حکم به اختیار حکمی در مورد آینده است، زیرا اختیار در آینده تحقق میپذیرد.

پس هیچ حکمی در مورد اختیار نمیتوان صادر کرد.(البته اگر نظریه ی کانت در مورد اختیار را بپذیریم این مشکل حل خواهد شد)

ب) عدم معنای امکان:

اختیار چیست ؟ نفی ضرورت

ضرورت چیست ؟ نفی امکان

امکان چیست ؟

امکان فقط دارای یک جهت است آن هم جهت وجودی است یعنی تا امری ضروری نشود نمیتوانیم مطمئن شویم ممکن است.

نتیجه اینکه نمیتوان هیچ حکمی در مورد ممکن صادر کرد پس نمیتوان حکمی در مورد ضرورت صادر کرد پس نمیتوان حکمی در مورد اختیار صادر کرد.

پ) تصور اختیار یا جبر:

هر گونه تصور اختیار(یا جبر) مستلزم داشتن نوعی تصور از جبر ( یا اختیار) است.

۴) خارج شدن از دایره ی عقل هنگام انجام دادن عمل:

عده ای معتقدند اصولا زمانی میتوان تعیین کرد که فعلی مختارانه است یا نه که آن فعل انجام شده باشد زیرا در هنگام تحقق فعل انسان دیگر از دایره ی عقلانیت خارج میشود.

نتیجه گیری:

فیلسوفان غرب در مورد مفهوم جبر و اختیار به هیچ روی موضع گیری واحدی ندارند و تقریبا موضع گیری ها و استدلالات هر کدام از طرفین دعوا موجه مینماید و گاهن با هم متناقض است.به دلیل همین بیش از حد خلاصه شدگی ممکن است بعضی از استدلالات گنگ یا ناقص بیایند، برای مطالعه ی بیشتر و کامل تر میتوانید به کتاب "مبانی مابعد الطبیعه" اثر "ژان وال" مراجعه کنید.

 در پست بعد ان شاء الله می ببینیم فلاسفه ی اسلامی چه موضع گیری ای در مورد مسئله ی بغرنج جبر و اختیار اتخاذ کرده اند.

.منتظر پست بعدی باشد...

و السلام علیکم

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

سلام

مهدی من هر چی زور می زنم فلسفه ام نمیاد . تو یه چیزی بگو ما دنبال کنیم .

هی می خوام وبالگ نویسی (جمع مکسر وبلاگ نویسی)کنم به ذهنم می رسه که قول دادم باید فلسفه نویسی کنم . بعدش می فهمم که بحث های فلسفی چقدر دموده شده . الان می خواستم اصل عدم جمع نقیضین رو رد کنم . بعد یادم اومد که تو دبیرستان مهدی و بهرام با برهان خلف   برهان خلف را رد کردند... هنوز اثباتشو داری؟
هوا هم سرد شد گل از خاک بردمید ...

یک سوال فلسفی دارم ... هوا که سرد میشه ... خوب بشه ...دمای بدن هم پایین میاد ... اما اینها چه ربطی به ویروس سرماخوردگی داره؟ هان ؟

نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 8:29 قبل از ظهر توسط یوگی| |

 

هر چه ميزان استرس شما بيشتر باشد حرکات بيشتري در تصوير زير مي بينيد .


نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

سلام

می خواهم کمی جدی بنویسم .

خب موضوع بحث را دقیقا انتخاب نکردیم . همچنین سر و ته آن هنوز کاملا مشخص نیست . شروع می کنیم تا همه چیز مشخص شود .

بحث از آنجایی شروع شد که : بعضی معتقدند که جهان به تدریج تاسال ۲۰۱۲ به هم ور می شود . پس باید انسان قبل از آن از نظر فلسفی اعتقادی با خودش کنار آید که ... بعد از آن حداقل وجدانش راحت باشد و یا اینکه به بهشت رود ! گمراه نمیرد . ( اگر ثابت شد که اصلا راهی درست و جود دارد که هنوز سر آن بحث نکردیم )

شاید بگویید که این بحث ها هزار جای دیگر هم می شود و اصلا لزومی ندارد که ما از این کار ها بکنیم .

در جاهای دیگر به طور تخصصی و عمومی از این کار ها انجام می شود و فقط وقت تلف کردن است . هر کس که علاقه مند باشد به سمت آنها جذب می شود . وقت سایت تموم شد . تا بعد . 

نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط یوگی| |

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

1) اراده ی اجتماعی و اخلاق

تنها اجتماعی در مسیر اصیل قدم برمیدارد که مردم آن تابع مطلق اخلاق و تابع اخلاق مطلق باشند.

دموکراسی ای که صرفا تابع نظر اکثریت مردم باشد و اکثریت مردم قانون گذران آن باشند دموکراسی ناقصی خواهد بود.

به عنوان مثال ممکن است بیش از 50 درصد افراد یک اجتماع معتقد باشند که عمل دزدی کار درستی است.طبعا حکومت سکولار حکم خواهد داد افراد اجتماع مجاز به دزدی هستند.اما آیا این حکم پذیرفته است؟

قطعا خیر! برای همین است که سازمان ملل منشوری را تهیه کرده است به نام منشور حقوق بشر.اما قوانین این منشور از کجا آمده است؟ از عقل انسان؟ به عنوان مثال در این منشور آمده است که هر انسانی میتواند هر عقیده ای داشته باشد و این عقیده را آزادانه تبلیغ کند.خب این اصلی است که با عقل سلیم انسان ناسازگار است. به عنوان مثال گروه القاعده نیز دارای عقایدی است و قطعا به وسیله ی تبلیغ این عقاید تعدادی افراد را جذب کرده است و پروش داده است.و از نظر افراد جذب شده هم اصول گروه کاملا منطقی و ثواب بوده ، اما آیا غرب این موضوع را میپذیرد که همین گروه که به آن ها حق آزادی تبلیغ داده است به برج های دو قلو حمله کند؟ در پاسخ میگویند تا زمانی که با آزادی انسانی دیگر منافات نداشته باشد.اما گروه القاعده هم در جواب خواهد گفت اتفاقن ما برای همین آزادی تلاش میکنیم!ما میخواهیم انسانیت را از بند اسارتی رها کنیم که مثلا شما درست کرده اید.اینجا اختلاف تعریف پیش می آید.یک طرف میگوید انسان ها آزادند.یک طرف میگوید انسان ها اسیرند و اعمال ما به آزادی آن ها منجر خواهد شد.

پس هر جامعه ای تنها زمانی میتواند در مسیر واقعی و انسانی خود حرکت کند که اراده ی اجتماعی در طول اخلاق الهی باشد و منشوری الهی را نصب العین خود قرار دهد.

2)در کتاب جمهوریت افلاطون ، بعد از مقداری زیادی طول و تفضیل در باب ساختن مدینه ی فاضله ، در نهایت افلاطون میگوید باید حاکم یک فیلسوف باشد که از صافی های بسیاری عبور کرده است(از جمله زهد و علم و ...).افلاطون ویژگی بارز چنین حاکم آرمانی ای را تقوا و دانستن کامل فلسفه میداند.

البته در زمان افلاطون بین مفاهیم "اخلاق" و "فلسفه " تفاوت چندانی نبوده است. افلاطون در واقع میخواهد بگوید(هر چند نه کاملا با این صورت بندی) زمانی جامعه ای در مسیر آرمانی خود گام برخواهد داشت که یک حاکمی که مظهر اخلاق الهی است و همچنین مظهر اراده ی الهی است و در این مسیر اعلم و اتقی است زمام معنوی جامعه را دربرگیرد.

3) از آنجا که اخلاق الهی در اسلام همان فقه است نتیجتا حاکمی که در فقه اعلم است یا در عرض دیگر عالمان به فقه قرار دارد و همچنین مشهور به تقوا و علم به سیاست ( برای عکس العمل مناسب در مورد جوامع دیگر و همچنین اقلیت ها و فکر های دیگر در داخل جامعه) است میباستی زمام امور جامعه را در بر گیرد.

4) با تفاسیری که ما کردیم ولایت فقیه اختصاص به شیعه یا اسلام ندارد.بلکه هر اخلاقی به شرط این که ثابت شود "الهی" است و دچار تحریف نشده باید چنین حکومتی را به عنوان حکومت اصیل برای خود تشکیل دهد.

5) اگر اخلاق اسلام را به معنای واقعی کلمه ، اخلاق الهی بدون تحریف در نظر بگیریم ، لاجرم ولی فقیه نه تنها بر تمامی مسلمانان جهان بلکه بر تمامی مکاتب الهی دیگر(از جمله مسیحیت،یهودیت و...) و به طریق اولی بر سایر مکاتب ولایت خواهد داشت.د

۶) از آنجا که خبرگان فقه تشیع که منتخبان ملت ایران هم بوده اند در حال حاضر آیت الله سید علی خامنه ای را به عنوان ولی فقیه برگزیدند و پیوسته او را شایسته ترین فرد در این منصب دانسته اند لاجرم برماست که به حکم عقل ، شریعت و حداقل قانون ولایت ایشان را پذیرفته و در جهت اهداف انسانی یا اسلامی قدم بداریم.

۷)نتیجه ی فلسفی این که کسانی که به خیابان ها می آیند و بر ضد اصل ولایت فقیه شعار میدهند واقعا دچار اشتباه شده اند یا از بسیاری مسائل غافلند. این ها تازه میخواهند به دموکراسی متقلبانه ی غرب بپیوندند که حتی فلسفه ی خودشان آن را قبول ندارد(برای نمونه همین کتاب جمهوریت افلاطون).این مسیر، مسیر صحیحی نیست.

۸)بنده و یوگی از امروز تصمیم گرفتیم برای تنوع بیشتر پست هایی در زمینه فلسفه بگذاریم.امیدواریم این پست ها بتواند ذهن شما را روشن تر کند یا نظرهای شما ذهن ما را.

در این زمان اندکی که زنده هستیم شاید ارزشمنترین وظیفه ی ما کسب علم نسبت به زندگی باشد.از خدا میخواهم قلب ما را برای دریافت این علم روشن و ذهن ما را با وسعت سازد.

و السلام علیکم ...

نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

سلام
گفتم یک کار مفید کرده باشم . حالتون خوبه؟ احوالاتتون هم خوبه ؟ جد و آباد خدا بیامرزتون هم خوبه ؟ خدا تون هم خوبه ؟ خوبه خوبه (از نظر لغوی) ؟  خوبه خوبه( از دیدگاه شرع)؟
اولندش که خوبه . خودم می دونم . اما متشکرم که تذکر دادین . از اینکه با جملات ناب وبلاگ حقیر ما را معطر می فرمایید متشکریم ( دویومندش تو پرانتز که حرف دهنمو بفهم ... منظورت از "حقیر" چی بود ؟ ) .
عالی شد . دوستان به جای ما ... چرا بوقی ، نظری ، پستی ، بنگی ( منظورم چیز نیست) ، از خودتون در نمی کنید ؟ بابا اصلا نقل این حرفا نیست ( دیالوگی از فیلم اخراجی ها1)  . بابا اینطور ها تنهایی دونفره نوشتن حال نمی ده . بابا مامان گفت که غذا توی یخچاله ، یعنی بود ، برق که سهمیه بندی شد یخچال تا رسیدن سهام عدالت خاموش شد و غذا گندید ، البته همه اش زیر سر عایق بندی یخچال و تبصره 13 درب دو جداره بود .
دو حالت داره ، هر دو حالتش هم خوبه( دیالوگی از فیلم علی و قول جنگل( قولی در حد و اندازه ی غول  ) ) . حالا هی برید کتاب های آقای رضا امیر خانی رو بخونید . فکر کردید من حسودیم میشه؟ دوسش دارم اما جبهه ی سیاسیش معلوم نیست.دل و روده ی آدمو دوچارهشیش می کنه .
حدس بزنید چی شده که فیوز از کله ام پریده .
  ... ( دیالوگی از فیلم ارباب حلقه ها ( در اینجا جادوگر سفید سکوت کرد)) .
دوچار بحران های عشقی شدم؟ عشقی که مدت زیادی وبلاگ رو می چرخوند کجا رفت ؟ دوستان چه غریبانه رفتند از این وبلاگ ... هم سوخته هم خانه ، هم سوخته دیوانه ؟ ( منظورم مجنون بود اما از اختیارات شاعری است که به خاطر حفظ قافیه ی مثنوی ، مجنون را دیوانه خطاب کند ... هر چند با صدای بلند در چمع دوست و آشنا)
ناراحت نشید . حالم مثل همیشه خوبه ( کدوم همیشه ؟ کدوم خوب؟ کدوم کشک؟ کدوم دلستر؟) .فردا نیایید عیادت من ( اِیادت؟ عیادت) اصلا چرا همه اش عیادت می روید ؟ خوب یه خورده به فکر دیگران هم باشید . یه خورده عیادم ، عیادش ،عیادشان ،عیادتان ... روزی سه وعده البته فقط وعده هایتان باید سر خرمن باشه ( برای اینکه جسارت نشه نمی گم سر خرتو ،سر خراون ، سر گاو من ، الخ )
عالیه ... عالی ... دنیا از این بهتر نمیشه ، چون اگه می شد خوب خدا اونجوری خلقش می کرد . ما که بخیل نیستیم ( دیالوگ متکلم الوحده از زبان خدا در ابتدای ازل) .
دوستان فعلا یاعلی ... در آینده هم همینطور .
نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط یوگی| |

يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ

از زندگى دنيا ظاهرى را می شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند

                                                                 سوره الروم-آیه ی 7

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|

مشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.
منبع

نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|

سلام

اولندش بگم که ایوول ... آقا مهدی هنوز هم دست به قلم میشه ... منتظریم .

دومندش که آخه شما بیکاری روز ۱۳ آبان کله ی صبح میای دانشگاه بعد از خلف وعده ای که بهت میشه و غذا هم رزرو کردی باید برگردی خونه و حال و حوصله ی این کیبورد ناجور رو نداری و همه اش غر می زنی توی این وبلاگ ؟ هان ؟ مگه من وقتم رو از سر کوچه خریدم ( سر کوچه مون یه مغازه هست که همه چیز میفروشه ... من و بهرام بهش می گیم سیم خاردارفروشی) . هندی ها یه کار هایی می کنن که ازشون بعیده . مثل پرواز کردن و از این جور مهملات . بابا یارو عمرشو میزاره مدیتیشن و یوگا کار می کنه که قطار رو با چشش نگه داره . ملت عقلشون کمه ها ( منظورم تمامی ملت های جهان هستش ) . ببا می ری دانشگاه و تو دو سه سال راننده لوکوموتیو میشی . چشماتم خسته نمی کنی . مدرک هم بهت می دن که بتونی باهاش بری خواستگاری .(آخه آدم عاقل ... می پرسن آقا دوماد چی کاره هست .  میگن : یوگیه . می پرسن : یعنی چی ؟ میگه : می تونم قطار رو با چشمم نگه دارم . .. آخه شما به همچین کسی .... استغفرالله ... درسته یوگی هستی اما یه لباس درستو حسابی بپوش)  . می ری دانشگاه . یادت می دن که از  دستات استفاده هم کنی.و قطار رو هم نگه می داری و هم راه میبری . نمی خوام ارزش یوگا رو کم کنم . اما بابا باید آدم یه چشش به جاده باشه و یه چشش هم به فرمون . تو دو ساعت باید زل بزنی به فرمون بعدش هم جلوتو نمیبینی . قطار از روبه رو میاد و باید فرمونو بپیچونی بعدش هم انحراف به چپ می شه و قطار هم از ریل خارج میشه و یک ذره خردل از جمعیتتون شهید میشن . آره خوب . کاریش نمیشه کرد . عقل نیست . جان در عذاب است .

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 9:6 قبل از ظهر توسط یوگی| |



نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط مهدی.ک|

سلام

-بریم سر اصل مطلب

-بله سر اصل مطلب

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط یوگی| |

سلام

فکر کنم خلف وعده کردم . قرار بود حداقل هفته ای یک بار بنویسم .

عذر می خوام( به درک)

خب دوستان از طرح نجات دنیا خیلی استقبال کردن . منم خوشحال شدم و براش برنامه ریزی کردم . قرار شد هر روز صبح همراه با شبکه ۳ ایروبیک برم تا قوی شم( البته بدون موزیک ... کاملا اسلیمی ... نهایتا شجریان یا اصفهانی ) . بعد روزی ۳ لیوان شیر بنوشم .

تاحالا فکر کردین که بعد از اینکه دنیا رو نجات دادیم کی باید بهش حکومت کنه ؟ لباس جدید پادشاه چه رنگی باشه ؟ من که بعد از تاج گذاری ازش می خوام قوقولی کنه تا خروسیت خودش رو اثبات کنه .

مهمل گویی کافیه ... مهمل خوانی هم ( با شما هستم که عمر عزیزتو میزاری پای نوشته ها ی آب طلا نویس من ) .

روز خوش!

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط یوگی| |

بعد از مدت ها بالاخره خودم رو راضی کردم که ویندوز قدیمی ام رو (اکس پی رحمه الله) رو با این ویندوز جدید که به قول هم خونهایم خیلی میزان هست عوض کنم. پس کمر همت را محکم بستم و مقداری کالیبر خو.د را کاهش دادم و به تنهایی (بدون کمک کسی ) این امر خطیر را با موفقیت به پایان بردم

اما کنون متوجه این موضوع شدم که این ویندوز یک ماهه است و نیاز به کرک و سریال دارد .پس دست به دامن این سایت ها شدیم برای دانلود کرک ...........

خلاصه اینکه ویندوز ۷ را مفت و مجانی بر روی کامپیوتر اینجانب و خیلی از ایرانی ها نصب میشود در حالی که این بسیاری از مردم کره زمین که عقلشون به این کار ها نمیرسه میرن خدا تومن پول میدن.

راستی ما خیلی باهوش هستیم یا اونا کم عقل؟؟؟؟؟؟؟

 

یا؟

نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط 1988| |


Design By : Night Skin