~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~
یه جمله ای دیدم ازش خوشم اومد ،گفتم برای شما هم نقل کنم:
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود. راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید. استاد زبان فرانسه در مورد مذکر يا مونث بودن اسمها توضيح ميداد که پرسيد :
ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
سلام
و امام زمان یادگار عترت و ما در این روزگار پر محنت جز قران و وجود مقدس آخرین بازمانده ی اهل بیت
حضرت مهدی علیه السلام پناهی نداریم
و شما ای پیروان راستین قران و عترت
ای پایمردان در پیمان غدیر و ولایت
ای سالکان راه رشد و هدایت
ای حاملان حریم حضرت حجت
قران و عترت را با جان و دل بپاییم و از شبهای استجابت دعا در ماه پربرکت رمضان غافل نباشیم
و برای ظهور آخرین بازماندهی عترت دعا کنیم تا در آگاهی و دینداری بر قرار بمانیم
اللهم عجل لولیک الفرج
تا بپذيرم آنچه را که نمي تونم تغيير دهم؛
دليري ده،
تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم؛
بينش ده،
تا تفاوت اين دو را بدانم؛
مرا فهم ده،
تا متوقع نباشم که دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند.

کامپيوتر مذکر است يا مونث؟
همه دانشجويان دختر جنس رايانه را به دلايل زير مرد اعلام کردند:
-وقتي به آن عادت مي کنيم گمان مي کنيم بدون آن قادر به انجام کاري نيستم.
-با آن که داده هاي زيادي دارند اما نادانند.
-قرار است مشکلات را حل کنند اما در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشانند.
-همين که پايبند يکي از آنها شديد متوجه ميشويد که اگر صبر کرده بوديد مورد بهتري از آن نصيبتان مي شد.
و همه دانشجويان پسر به دلايل زير جنس رايانه را زن اعلام کردند:
-به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد.
-کسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي آورد.
-کوچکترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره مي کنند تا بعد ها تلافي کنند.
-همين که پايبند يکي از آنها شديد بايد تمام پول خود را صرف خريد لوازم جانبي آنها بکنيد .
ای پدر مهربانم ! مهدی جان
چراغانی کرده ایم یادت را ...
کوچه ها را آب پاشیدیم ....
چشمهایمان را فرشی ساختیم
تا هر چشمی گلی باشد
بر قالی قدمهایت ....
تا چراغی باشد بر مقدم ظهورت...
پس بیا ........
که آفتاب را با ظلمت نبردی در میان است.
آفتاب از حضور ظلمت دلتنگ نیست
با ظلمت در جنگ نیست.
ظلمت را به نبرد آهنگ نیست
چندان که آفتاب تیغ برکشد
او را مجال درنگ نیست.


دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد
بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی يار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
چو زر عزيز وجودست شعر من آری
قبول دولتيان کيميای اين مس شد
خيال آب خضر بست و جام کيخسرو
بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
زراه ميکده ياران عنان بگردانيد
چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد
وغزال آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از تند ترین شیر آفریقایی کمی تند تر بدود
تا کشته نشود .
مهم نیست که تو شیر هستی یا غزال مهم این است که فردا را از امروز تند تر بدوی

بگو: «بارالها! مالك حكومتها تويى؛ به هر كس بخواهى، حكومت مىبخشى؛ و از هر كس بخواهى، حكومت را مىگيرى؛ هر كس را بخواهى، عزت مىدهى؛ و هر كه را بخواهى خوار مىكنى. تمام خوبيها به دست توست؛ تو بر هر چيزى قادرى. (26 آل عمران)
| Design By : Night Skin |


