تبليغاتX
~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~


~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~





















 

۱)اینشتین اسلام و تشیع را کامل ترین دین و مذهب میدانست.او با مطالعه ی قرآن،نهج البلاغه و به خصوص بحار الانوار علامه مجلسی به این نتیجه میرسد.

منبع:سایت رسمی آیت الله بروجردی

۲)در عید نوروزی ، دکتر حسابی سفره ی هفت سینی می اندازد و در آن اینشتین، بور ، فرمی، شرودینگر و دیراک را دعوت میکند.در این مجلس اینشتین با شنیدن دعای تحویل سال(یا مقلب القلوب و الابصار...) دچار بهت و شگفتی میشود.

منبع:خاطرات فرزند دکتر حسابی

۳)البته اینشتین به صورت عمومی این تمایل به اسلامش را منتشر نکرد و در دانشنامه ی ویکی پدیا دین او یهودی درج شده است.

منبع: دانشنامه ی ویکی پدیا

نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |


1) سريال كره اي نگاه نكنيد

2) كم تر گوشت مصرف كنيد

3) موسيقي گوش نكنيد


نوشته شده در دوشنبه 16 آذر1388ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط مهدی.ک| |


1) سريال كره اي نگاه نكنيد

2) كم تر گوشت مصرف كنيد

3) فلسفه بخوانيد

نوشته شده در دوشنبه 16 آذر1388ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط مهدی.ک| |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن تبریک روز بینُل تعطیل عین (به خصوص به یوگی)

از همه ی دوستان کلاس ۲۱ دعوت میشود روز یک شنبه ساعت ۱۰ صبح در محل

شبستان حرم برای تجدید دیدار حضور به هم رسانند.

 

نوشته شده در شنبه 14 آذر1388ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط مهدی.ک| |

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اما میرسیم به نظر بنده در باره ی جبر و اختیار و در واقع نتیجه گیری:

مفروضات:

خدا: واجب الوجود دارای صفات مطلقی چون اراده ، علم و رحمت

اخلاق: مجموعه ی دستورات مطلق از جانب خداوند برای زنده شدن انسان

مرتبه اخلاقی: افعال اخلاقی دارای مراتب گوناگونی اند و همه در یک سطح قرار ندارند.

اصل موجبیت: مجموعه ای از علل نفسانی ، فیزیکی ، بیولوژیکی و... که منجر به ایجاد یک میل قوی در انسان برای انجام فعل میشود.

اصل لطف: قبل از تحقق هر فعلی خداوند به انسان لطف میکند و زشتی عمل یا زیبایی آن را به او مینمایاند.هر چه قدر قلب انسان نرم تر باشد(رتبه ی اخلاقی بالاتری داشته باشد) این لطف(یا هدایت) خداوند قوی تر است. 

نظر بنده درباره ی جبر و اختیار با توجه به مفروضات بالا:

انسان بی شک تحت تاثیر اصل موجبیت است.یعنی مجموعه ای از عوامل شیمیایی، فیزیکی، تربیتی، جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی در انگیزش او و ایجاد تمایل او به انجام فعلی قطعا موثر است.

اما مهمترین نکته این است که درست قبل از وقوع فعل(و همه ی شما حتما این را تجربه کرده اید) یک احساس باطن عمل را به شما نشان میدهد.

شدت این احساس بستگی به رتبه ی اخلاقی شما دارد. به عنوان مثال کسی که در زندگی اش همیشه راست گفته و در یک موقعیت میخواهد دروغ بگوید این احساس را به شدت لمس میکند اما برای یک شخصی که به دروغ گویی عادت دارد این احساس بسیار ضعیف تر است(هر چند وجود دارد)

برای انسان عمل به اصل موجبیت آسان تر از عمل به اصل لطف است و این منشاء مجازات انسان در جهان پس از مرگ است.

این که چرا  اصل لطف خود اصلی موجبیتی نیست بحث بسیار زیاد است و باید در مباحث اخلاقی مورد بررسی قرار بگیرد.

پس ذات انسان طوری است که هرچه رتبه ی اخلاقی پایین تری کسب کند در مقابل اصل موجبیت آسیب پذیر تر و ضعیف تر میگردد و از هدایت و لطف خدا بهره ی کم تری میبرد.

به این علت است که خداوند در پاسخ به مشرکانی که از پیامبر طلب معجزه میکنند میفرماید: "این ها اگر معجزه را هم ببینند ایمان نخواهند آورد".

نتیجه گیری: با ملاصدرا هم صدا میشوم و میگویم مسئله ی جبر و اختیار را تنها با ایمان به خداوند میتوان حل کرد.انسان به طور مطلق دارای اختیار نیست و اعمالش هم کاملا موجبیتی نیست و در این وسط لطف خداوند بر انسان سایه افکنده است.

والسلام علیکم

بدرود

نوشته شده در شنبه 7 آذر1388ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

                                                 بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

فرا رسیدن عید قربان ، نماد اوج بندگی انسان در مقابل خداوند را به همه ی شما تبریک عرض میکنم.همانطور که قول داده بودم در این پست به مسئله ی جبر و اختیار از دیدگاه اسلام خواهیم پرداخت.

جبر و اختیار در فلسفه ی اسلامی


تعاریف و مفروضات اولیه:

خداوند: واجب الوجود.دارای صفات مطلق کمالی چون علم،اراده،حکمت و رحمت.

قرآن: وحی الهی در بر دارنده ی حقیقت مطلق که بدون هیچ کم و کاستی بر پیامبر نازل شده است.

جبر: انسان در انجام کارهایش هیچ گونه اراده ای ندارد.

تفویض: انسان به طور مطلق در انجام کارهایش آزاد است.

کسب: هم زمان با تحقق فعل در انسان یک نوع اراده بی آنکه تاثیری در وقوع فعل داشته باشد در انسان به وجود می آید که تنها در حکم ظرف فعل است.

بعد از آشنا شدن با تعاریف و مفروضات اولیه ی فلسفه ی اسلامی سراغ موضع گیری علما و متکلمین مسلمان در مورد مسئله ی جبر و اختیار میرویم.فیلسوفان مسلمان هم همچون فیلسوفان غرب در قبال این مسئله به سه طریق موضع گیری کرده اند.هر چند موضع گیری ای که ماهیتا با موضع گیری فیلسوفان غربی متفاوت است و ما ان شاء الله در پست نتیجه گیری به این تفاوت های ماهوی خواهیم پرداخت.

متکلمین قائل به جبر:

این متکلمان جملگی اعمال انسان ها را جبری میدانند و آن را به اراده ی خداوند نسبت میدهند. در واقع بیان میکنند که انسان در مقابل اراده ی الهی فاقد هرگونه اختیار است.در واقع تمامی حرکات انسان یا اضطراریه است یا اکتسابیه.از مهمترین حامیان این نظریه فرقه ی اشاعره میباشد.پیشوای اشاعره به طرفدارانش میگوید:

«و امروا ، اى اهل السنه و اهل الحديث ،انه لا خالق الا الله وان سيئات العباد يخلقها الله وان اعمال العباد يخلقها الله عزوجل و عن العباد لا يقدرون ان يخلقوا منها شيئا»;

«خالقى جز خدا نيست و گناهان بندگان را خداوند به وجود مى آورد و اعمال بندگان مخلوق خداست و آنان توانايى بر انجام هيچ يك از افعال خود را ندارند».

استدلالات قرآنی:

 "مارميت اذا رميت ولكن اله رمي"

"والله خلقكم و ما تعلمون"

"و ما تساوون الا ان يشاء اله" 

"قل لا املك لنفسي ضراء و لا نفعا الا ما شاءاله" 

"لايغرب عنه مثقال ذره في السموات" 

"و ما اصاب من مصيبه الا باذن اله"  

"ماتشاون الا ان يشاء اله"

"ضلّ من يشاء و يهدي من يشاء"

"ما تحمل من انثي و لا تصنع الا بعلمه"

"لقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدو اله و اجتنبوا الطاغوت و منهم من هدي اله و منهم من حقت عليه الضلاله"

"ختم اله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي ابصارهم عشاوه و لهم عذاب اليم"

"و لاينفعكم نحصي ان اردت ان انصح لكم ان كان اله يريد ان يغوبكم، هو ربّكم و اليه ترجعون"

متکلمین قائل به تفویض:

این گروه قائل به آزادى مطلق انسان در كارهاى خود هستند.از مهمترین طرفداران نظریه ی تفویض معتزله میباشند.

استدلالات قرآنی:

"انا هدينا نجدين، فامّا شاكرا و اما كفورا" 

"فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر"  

"من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعليها"

"كل امري بماكسب رهين"

"من عمل سئيه فلايجزي الا مثلها"

"ذالك بماكسب ايديكم"

 "ليجزي الذين اساوءا بما عملوا"

 "لها ماكسبت و عليها ما اكتسبت"

متکلمین امامیه:

حتما بیشتر شما این حدیث معروف را از امام صادق شنیده اید که میفرماید:«نه جبر است و نه تفويض ، بلكه امرى است ميان اين دو امر»

بر اساس دیدگاه امامیه انسان با اين كه در فعل خود مختار است ، اما مستقل نيست; بلكه خداى متعال از راه اختيار و با اراده انسان تحقق فعل را خواسته است . هر فعلى كه با دخالت انسان، جامه تحقق به خود مى پوشد ، خداى متعال تحقق آن را از راه مجموع اجزاى علت تامه كه يك جزء آن اراده و اختيار انسان است ، اراده كرده است . در نتيجه اين گونه خواستن خداوند ، در عين اين كه انسان در انجام فعل مختار است، تحقق فعل بسته به وجود شرايطى ديگر نيز مى باشد كه بسيارى از آن ها در حيطه اراده و اختيار انسان نيست . افزون بر اين كه هيچ موجودى و از جمله انسان در عالم هستى وجود استقلالى ندارد و همه موجودات محتاج و نيازمند به وجود خداوند مى باشند.

نتیجه گیری:

بحث جبر و اختیار در اسلام، یک بحث کلامی-عقلی است.بحث جبر و اختیار در اسلام ماهیتا فاقد بسیاری از مسائل و معضلاتی است که در فلسفه ی غرب شاهد آن بودیم.برای اطلاع بیشتر از این بحث کتاب جبر و اختیار اثر صدرالمتالهین میتواند منبع مفیدی باشد.(ملاصدرا معتقد است تنها شرط فهم مسئله ی جبر و اختیار ایمان به خدا است.) 

از آنجا که دو-سه روز آینده(روز عرفه و عید قربان) ایام مهمی است پست را با توصیه ای از مرحوم آیت الله بهجت رحمه الله علیه به پایان میرسانم.منتظر پست آخر جبر و اختیار باشید.

و السلام علیکم...

انبياء و ائمّه ـ عليهم ‏السّلام ـ نيامده‏ اند كه بگويند مردم از دنيا هيچ بهره ‏اى نداشته باشند، بلكه آمده ‏اند طريقه ‏ى دنيا دارى با سعادت و عزت و... را هم به ما نشان بدهند.
 انفاق، احسان، صداقت، دوستى و محبّت و در فكر هم بودن يكى از راه‏هاى سعادت دنيوى ما است.
 اگر در فكر هم، يار هم، غمخوار هم باشيم، در واقع در فكر خود هستيم و در نتيجه دنياى خود را هم نگهدارى كرده ‏ايم.
خدا تنبه دهد كه از بى ‏تنبهى شكست نخوريم و متنبّه بشويم كه چرا فكر نكرديم كه با پيروى از انبياء و اولياء ـ عليهم ‏السّلام ـ چگونه دنيادارى كنيم.

منبع

نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط مهدی.ک| |

 

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

در این پست و دو پست بعدی که ان شاء الله خواهم گذاشت با هم موضوع مهم جبر و اختیار را بررسی میکنیم.در این پست به مفهوم جبر و اختیار از دیدگاه فلسفه ی غرب میپردازیم(البته به صورت خیلی خلاصه و ساده ).در پست بعدی این موضوع را در فلسفه ی اسلامی بررسی میکنیم و پست آخر به نتیجه گیری و جمع بندی اختصاص خواهد داشت.

جبر و اختیار در فلسفه ی غرب :

تعاریف اولیه :

۱)عمل جبری: عملی که حقیقت من انسان در تحقق آن دخیل نیست.

۲)عمل مختارانه: عملی که حقیقت من انسان در تحقق آن دخیل است.

۳)اصل موجبیت: هر عملی مسبوق(متصل) به سلسله اعمال نفسانی یا فیزیکی ماتقدم آن عمل است.

۴)اصالت تداعی صور نفسانی: هر لحظه مجموعه ای از انگیزه هاست به گونه ای که در هر لحظه انگیزه ی قوی تر به عنوان انگیزه ی برتر منجر به ایجاد فعل انسان میشود.

حال که با تعاریف اولیه بحث جبر و اختیار آشنا شدیم باید ذکر کنیم که اصولا فیلسوفان غرب در رابطه با جبر و اختیار سه موضع اتخاذ کرده اند:

۱)فیلسوفان قائل به جبر :

این دسته از فیلسوفان جملگی اعمال بشری را اعمال جبری میدانند.از مهمترین فیلسوفان معتقد به این نظریه میتوان از سقراط ، اسپینوزا ، هگل ، مارکس و نیچه اسم برد.

مهم ترین استدلال این دسته از فیلسوفان اصل موجبیت میباشد.

البته هر کدام از آن ها به نوع خاصی از موجبیت معتقدند از جمله :

الف ) موجبیت نفسانی : یعنی اعمال موجبی نفسانی (انسان به عنوان ذهن )

ب ) موجبیت بیولوژیکی : یعنی اعمال موجبی بیولوژیکی (انسان به عنوان یک عضو بیولوژیک)

پ ) موجبیت تاریخی : یعنی اعمال موجبی تاریخی (انسان به عنوان جزئی از تاریخ)

موجبیت اقتصادی و ...

۲ ) فیلسوفان قائل به اختیار:

این دسته از فیلسوفان جملگی اعمال یا قسمی از آن ها را مختارانه میدانند.مهمترین حامیان این نظریه عبارتند از کانت ،کیرکگور ،هایدگر ،دکارت ،لایب نیتس ،ولتر ،بردیایف و اپیکوریان.

استدلالات:

الف) نظریه استعلایی کانت در مورد زمان:

ذات انسان با زمان به تجربه ها نظم میبخشد.

در نتیجه ذات انسان خارج از دایره ی زمان است.

اصل موجبیت میگوید ذات انسان تحت تاثیر زمان است.

در نتیجه اصل موجبیت میگوید ذات انسان داخل زمان است.

پس اصل موجبیت غیر قابل قبول است.

ب) نظریه تکلیف دینی کیرکگور:

انسان در جاذبه ی گناهان احساس ترس میکند.

این ترس آگاهی بدون وجود اختیار در انسان بی معنی است.

پ) رد اصل موجبیت توسط برگسن:

تمام اصول موجبیت جز موجبیت نفسانی استقرایی است.

تنها میتوان اصل موجبیت نفسانی را به عنوان یک اصل بررسی کرد.

اصل موجبیت نفسانی در دل خود اصالت تداعی صور نفسانی را مستتر دارد.

این که میگوییم انگیزه ی قوی تر یعنی برتر یک حکم تحلیلی(یعنی حکمی که هیچ حقیقتی را در بر ندارد) است زیرا

انگیزه ی قوی تر یعنی انگیزه ای که بر سایر انگیزه ها فائق آید.یعنی انگیزه ی برتر. پس انگیزه ی قوی تر یعنی انگیزه ی برتر.پس طرفین قضیه به صدور حکم هیچ کمکی نمیکنند.در واقع ما از خود فرض برای اثبات حکم استفاده کرده ایم.(البته برگسن اختیار را ثابت نکرده بلکه نظر جبری ها را رد کرده )

۳ ) فیلسوفان لا ادری (نمیدانیم!)

دسته ی آخر از فیلسوفان معتقدند درمورد جبر و اختیار اصولا نمیشود هیچ حکمی صادر کرد.

استدلالات:

الف) عدم امکان حکم کردن در مورد آینده برگسن:

هر گونه حکمی در مورد آینده، ناشی از شبیه دانستن آن به گذشته است.

هیچ دلیل علی وجود ندارد که آینده مثل گذشته باشد.

پس در مورد آینده نمیتوان هیچ حکمی صادر کرد.

حکم به اختیار حکمی در مورد آینده است، زیرا اختیار در آینده تحقق میپذیرد.

پس هیچ حکمی در مورد اختیار نمیتوان صادر کرد.(البته اگر نظریه ی کانت در مورد اختیار را بپذیریم این مشکل حل خواهد شد)

ب) عدم معنای امکان:

اختیار چیست ؟ نفی ضرورت

ضرورت چیست ؟ نفی امکان

امکان چیست ؟

امکان فقط دارای یک جهت است آن هم جهت وجودی است یعنی تا امری ضروری نشود نمیتوانیم مطمئن شویم ممکن است.

نتیجه اینکه نمیتوان هیچ حکمی در مورد ممکن صادر کرد پس نمیتوان حکمی در مورد ضرورت صادر کرد پس نمیتوان حکمی در مورد اختیار صادر کرد.

پ) تصور اختیار یا جبر:

هر گونه تصور اختیار(یا جبر) مستلزم داشتن نوعی تصور از جبر ( یا اختیار) است.

۴) خارج شدن از دایره ی عقل هنگام انجام دادن عمل:

عده ای معتقدند اصولا زمانی میتوان تعیین کرد که فعلی مختارانه است یا نه که آن فعل انجام شده باشد زیرا در هنگام تحقق فعل انسان دیگر از دایره ی عقلانیت خارج میشود.

نتیجه گیری:

فیلسوفان غرب در مورد مفهوم جبر و اختیار به هیچ روی موضع گیری واحدی ندارند و تقریبا موضع گیری ها و استدلالات هر کدام از طرفین دعوا موجه مینماید و گاهن با هم متناقض است.به دلیل همین بیش از حد خلاصه شدگی ممکن است بعضی از استدلالات گنگ یا ناقص بیایند، برای مطالعه ی بیشتر و کامل تر میتوانید به کتاب "مبانی مابعد الطبیعه" اثر "ژان وال" مراجعه کنید.

 در پست بعد ان شاء الله می ببینیم فلاسفه ی اسلامی چه موضع گیری ای در مورد مسئله ی بغرنج جبر و اختیار اتخاذ کرده اند.

.منتظر پست بعدی باشد...

و السلام علیکم

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

 

هر چه ميزان استرس شما بيشتر باشد حرکات بيشتري در تصوير زير مي بينيد .


نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

1) اراده ی اجتماعی و اخلاق

تنها اجتماعی در مسیر اصیل قدم برمیدارد که مردم آن تابع مطلق اخلاق و تابع اخلاق مطلق باشند.

دموکراسی ای که صرفا تابع نظر اکثریت مردم باشد و اکثریت مردم قانون گذران آن باشند دموکراسی ناقصی خواهد بود.

به عنوان مثال ممکن است بیش از 50 درصد افراد یک اجتماع معتقد باشند که عمل دزدی کار درستی است.طبعا حکومت سکولار حکم خواهد داد افراد اجتماع مجاز به دزدی هستند.اما آیا این حکم پذیرفته است؟

قطعا خیر! برای همین است که سازمان ملل منشوری را تهیه کرده است به نام منشور حقوق بشر.اما قوانین این منشور از کجا آمده است؟ از عقل انسان؟ به عنوان مثال در این منشور آمده است که هر انسانی میتواند هر عقیده ای داشته باشد و این عقیده را آزادانه تبلیغ کند.خب این اصلی است که با عقل سلیم انسان ناسازگار است. به عنوان مثال گروه القاعده نیز دارای عقایدی است و قطعا به وسیله ی تبلیغ این عقاید تعدادی افراد را جذب کرده است و پروش داده است.و از نظر افراد جذب شده هم اصول گروه کاملا منطقی و ثواب بوده ، اما آیا غرب این موضوع را میپذیرد که همین گروه که به آن ها حق آزادی تبلیغ داده است به برج های دو قلو حمله کند؟ در پاسخ میگویند تا زمانی که با آزادی انسانی دیگر منافات نداشته باشد.اما گروه القاعده هم در جواب خواهد گفت اتفاقن ما برای همین آزادی تلاش میکنیم!ما میخواهیم انسانیت را از بند اسارتی رها کنیم که مثلا شما درست کرده اید.اینجا اختلاف تعریف پیش می آید.یک طرف میگوید انسان ها آزادند.یک طرف میگوید انسان ها اسیرند و اعمال ما به آزادی آن ها منجر خواهد شد.

پس هر جامعه ای تنها زمانی میتواند در مسیر واقعی و انسانی خود حرکت کند که اراده ی اجتماعی در طول اخلاق الهی باشد و منشوری الهی را نصب العین خود قرار دهد.

2)در کتاب جمهوریت افلاطون ، بعد از مقداری زیادی طول و تفضیل در باب ساختن مدینه ی فاضله ، در نهایت افلاطون میگوید باید حاکم یک فیلسوف باشد که از صافی های بسیاری عبور کرده است(از جمله زهد و علم و ...).افلاطون ویژگی بارز چنین حاکم آرمانی ای را تقوا و دانستن کامل فلسفه میداند.

البته در زمان افلاطون بین مفاهیم "اخلاق" و "فلسفه " تفاوت چندانی نبوده است. افلاطون در واقع میخواهد بگوید(هر چند نه کاملا با این صورت بندی) زمانی جامعه ای در مسیر آرمانی خود گام برخواهد داشت که یک حاکمی که مظهر اخلاق الهی است و همچنین مظهر اراده ی الهی است و در این مسیر اعلم و اتقی است زمام معنوی جامعه را دربرگیرد.

3) از آنجا که اخلاق الهی در اسلام همان فقه است نتیجتا حاکمی که در فقه اعلم است یا در عرض دیگر عالمان به فقه قرار دارد و همچنین مشهور به تقوا و علم به سیاست ( برای عکس العمل مناسب در مورد جوامع دیگر و همچنین اقلیت ها و فکر های دیگر در داخل جامعه) است میباستی زمام امور جامعه را در بر گیرد.

4) با تفاسیری که ما کردیم ولایت فقیه اختصاص به شیعه یا اسلام ندارد.بلکه هر اخلاقی به شرط این که ثابت شود "الهی" است و دچار تحریف نشده باید چنین حکومتی را به عنوان حکومت اصیل برای خود تشکیل دهد.

5) اگر اخلاق اسلام را به معنای واقعی کلمه ، اخلاق الهی بدون تحریف در نظر بگیریم ، لاجرم ولی فقیه نه تنها بر تمامی مسلمانان جهان بلکه بر تمامی مکاتب الهی دیگر(از جمله مسیحیت،یهودیت و...) و به طریق اولی بر سایر مکاتب ولایت خواهد داشت.د

۶) از آنجا که خبرگان فقه تشیع که منتخبان ملت ایران هم بوده اند در حال حاضر آیت الله سید علی خامنه ای را به عنوان ولی فقیه برگزیدند و پیوسته او را شایسته ترین فرد در این منصب دانسته اند لاجرم برماست که به حکم عقل ، شریعت و حداقل قانون ولایت ایشان را پذیرفته و در جهت اهداف انسانی یا اسلامی قدم بداریم.

۷)نتیجه ی فلسفی این که کسانی که به خیابان ها می آیند و بر ضد اصل ولایت فقیه شعار میدهند واقعا دچار اشتباه شده اند یا از بسیاری مسائل غافلند. این ها تازه میخواهند به دموکراسی متقلبانه ی غرب بپیوندند که حتی فلسفه ی خودشان آن را قبول ندارد(برای نمونه همین کتاب جمهوریت افلاطون).این مسیر، مسیر صحیحی نیست.

۸)بنده و یوگی از امروز تصمیم گرفتیم برای تنوع بیشتر پست هایی در زمینه فلسفه بگذاریم.امیدواریم این پست ها بتواند ذهن شما را روشن تر کند یا نظرهای شما ذهن ما را.

در این زمان اندکی که زنده هستیم شاید ارزشمنترین وظیفه ی ما کسب علم نسبت به زندگی باشد.از خدا میخواهم قلب ما را برای دریافت این علم روشن و ذهن ما را با وسعت سازد.

و السلام علیکم ...

نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ

از زندگى دنيا ظاهرى را می شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند

                                                                 سوره الروم-آیه ی 7

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|

مشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.
منبع

نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|



نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط مهدی.ک|

ما دیشب به راحتی فرود آمدیم .

در نقطه ای اطراف تهران .

از آنجا کنار جاده قم - تهران آمدیم. قبل از آن به راحتی خودمان را با لباس های مردم روی زمین پوشاندیم.

بعد از 2 ساعت به محل اسکان رسیدیم.

همانطور که شما دستور داده بودید سی دی زبان فارسی را در مغزمان بارگذاری کردیم.

u1989 خیلی خسته بود . برای همین سریع خودش را هایپرنت کرد.

فعلن مدت زمانی لازم است که ما به شرایط اینجا عادت کنیم.

منتظر گزارش بعدی باشید.

***

حالا ما دو سنگ شده ایم و کنار ساحل ترد و نمکی حوض سلطان افتاده ایم.

سال ها از زمانی میگذرد که دو ربات بودیم.

از دور خط باریکی را میبینیم که روی آن ماشین ها به اندازه ی قوطی کبریت حرکت میکنند.

من و او دیگر اسمی نداریم.

گاهی اوقات بارانی میبارد.

ولی دیگر گردش روزها از دستمان خارج شده است.

فقط میدانیم شب شده یا روز.

حتی یک حشره هم تن سخت و سیاه ما را لمس نمیکند.

فقط باران و هرم هوا.

ما اینجا افتادیم . بدنمان مسخ شده . به ما گفته اند اگر میخواهید تبدیل شوید به انسان باید تنهایی را درک کنید.

تا زندگی را به شما بدهیم.

ما الان داخل کره ی زمین به سنگ تبدیل شده ایم و این تازه اول راه است.

***

سلام

من هم به رسم زمینیان عادت کرده ام سلام کنم.

همانطور که در گزارش قبل به آن اشاره شد کار مصاحبه با نمونه ها آغاز گشت. در اولین قدم مصاحبه ای با یک انسان کهن سال انجام داده ایم که در ادامه مشاهده خواهید کرد.


س : یعنی سوال

پ : یعنی پاسخ

س : بگویید اسم شما چیست ؟ و آیا کهن سال هستید ؟

پ : په ! پس جوونم ؟! این موها رو نمیبینی مث آرد سفیده ، این چروکای دور چشم و روی دستا رو نمیبینی بچه جون ؟

س : بگویید اسم شما چیست ؟

پ : چه فرقی میکنه ؟ تو هر چی دوست داری صدا کن.

س: پس من شما را مریم صدا میکنم .

پ : جوون نکنه عقل از سرت پریده ؟ مگه من دخترم ؟

س: دختر چیست ؟

پ : هیچی . واقعن این یارو عقل از سرش پریده !

س : ببخشید آخر من تازه از فرنگ برگشتم ( این راهی بود که u1989 به من یاد داده بود تا بتوانم از شک دیگران فرار کنم . )

پ : ا ... چه کشوری بودید ؟

س : ا ... شما قطب دارید ؟

پ : پس قطب بودی ؟ آ باریکالله ! پیش پنگوئنا !

س : در قطب شما پنگوئن هست ؟

پ : آخ خدا سر و کله زدن با این فرنگیام چه کار سختیه ! خب بیا اصلن سوالاتو بپرس.

***

1 ) زمان تاثیر عجیبی بر روی انسان ها دارد.

2 ) بر اساس این تاثیر انسان ها به 5 دسته ی عمده کودکان ، نوجوانان ، جوانان ، میانسالان و کهن سالان (پیران) تبدیل میشوند.

3 ) این انسان ها ی کودک ، نوجوان ، جوان ، میانسال و کهن سال با یکدیگر تفاوت های مهمی دارند که زمینه ی جذابی برای لابراتورهای پژوهشی ما خواهد بود.

4 ) من و u1989 تصمیم گرفتیم از هر گروه یک نمونه را انتخاب کرده و با او مصاحبه کنیم تا بتوانیم این تفاوت ها و علت های آن را کشف کنیم.

5 ) در اولین قدم من به پارکی ( مکانی پر از موجود سبزی به اسم "درخت " که سالمندان در آن جمع میشوند.این را هم اضافه کنم که سن انسان ها از روی قیافه شان قابل شناسایی است) رفتم و با یک انسان کهن سال مصاحبه کردم . سعی کردم سوالات تا جای ممکن طبیعی جلوه کند اما متوجه شدم طبیعی یا غیر طبیعی بودن سوالات برای انسان کهنسال فرقی نمیکند.

6 ) این مصاحبه در پیوست خواهد آمد.

***

K2100 ازمن خواسته که از فعالیت های روزمره م یادداشت بنویسم . معنی این کاررو نمیفهمم وقتی خودش بهتر میتونه از عهده  ش بربیاد . من هر روز گزارش کارهامومو بهش تحویل میدم واون هم به بهترین نحو ازپس سین جیم من برمیاد.سین جیم یک اصطلاح زمینی هست که در صورت نیاز توضیحات کامل رو در یک پیوست جداگانه تحویل میدم.به هر حال کار چندان جالبی نیست وامیدوارم توقع نداشته باشید به خاطر این کار از K2100ممنون باشم!

شاید من آدم پرخوری باشم وهر روز مقدار زیادی معادله قورت بدم اما این باعث نمیشه که اون منو متهم به گریه کردن اونهم از نوع وخیم سبز لزج بکنه.اون نمیخواد قبول کنه که ذوزنقه به معده من نمیسازه ومدام سعی داره بهم تذکر بده خوردن سنگ برام مضره ! نمیدونم چه اشکالی داره که آدم سنگ بخوره .درمقایسه با خوراکی های متنوعی که آدمها هر روز استفاده میکنن چیز زیادی نیست.

باید بگم توی این مدت کوتاه اقامت در زمین مجذوب دو چیز شدم : بستنی وسیب زمینی .

فقط باید چندین کیس انسانی رو مورد مطالعه قرار بدین تا استعدادی که انسانها برای لیسیدن (روشی برای خوردن بستنی) انواع بستنی از خودشون نشون میدن شگفت زده تون کنه. کاش محققان عالی رتبه راهی برای شبیه سازی لذت خوردن بستنی در مغز آدمها به صورت معادله های چند مجهولی داشتن  تا مردم ما هم قادر به درک این لذت باشند .

وسیب زمینی...پدیده زمین

 ظاهر زیباش از همون اول منو سحر کرد. شاید این حس قرابت خاص من به سیب زمینی به خاطر ظاهر فوق العاده ش باشه که شباهت بسیاری  به ما مریخی هاداره وحتی مثل ما مجهز به  تعداد خیلی زیادی چشم  هست.

قبل از اومدن به زمین فکر میکردم مهم ترین سرمایه آدمها نفت باشه...اما با توجه به مطالعت پراکنده م در این مدت فهمیدم سیب زمینی نبض تپنده زمینه .

به نظر خیلی خیلی خوشمزه میاد .امیدورام یک روز به اون پله ای در پیشرفت برسیم که بتونیم طعم ومزه انواع محصولات حاصل از سیب زمینی رو به صورت اشکال مختلف هندسی دربیاریم تا همه مریخ  بتونن ازش استفاده کنن وحتی اونو به کره های دیگه صادر کنیم.

این اولین گزارش من از فعالیت هام در زمین بوده که به K2100 تحویل میدم.

با احترام.مامور ویژه u1989

***

يك كلمه اي كه در روي زمين خيلي كاربرد دارد"‌سلام "‌است.

سلام به معنی بهی که در درود بر کسی گویند یعنی سلامت و بی گزند باشید و نیز تهنیت و زندش و تحیت و درود و خیر و عافیت و تعظیم و تکریم.

ولي u1989‌ ميگويد از انسان همسايه (كه از نوع زن هست.در اين رابطه u1989 ‌ميخواهد گزارش مفصلي تهيه كند) شنيده است كه شوهرش (‌يعني انسان مردي كه طي يك پيمان با او همخانه ميشود )‌او را با يك "‌سلام"‌ بدبخت كرده است.

همچنين u1989 شنيده است كه كسي ميگويد "‌سلام گرگ بيطمع نيست "‌. او بسيار گيج شده بود چون قبلن خوانده بود حيوانات كه گرگ ها هم جز آنها هستند (‌غير از طوطي )‌نميتوانند حرف بزنند . براي همين دوباره به فرهنگ لغت مراجعه كرد و فهميد اين يك ضرب المثل است.ولي باز هم گيج شد. چون باز متوجه نميشد چرا بايد جمله ايغير از معناي خودش استفاده شود . براي همين تمام ديشب نشست و گريه كرد . گريه ي سبز و لزج مريخي.

كم كم داريم متوجه ميشويم (‌اين اصطلاح را تازه از مردم زمين يادگرفته ام) كه زمين جاي دوست داشتني اي است.

k2100 و u1989 تصميم گرفته اند كه بيشتر با انسان هاي كره ي زمين آشنا شوند. ولي مشكل كوچكي وجوددارد . u1989 زيادي سربه هواس (اين هم اصطلاح ديگري كه ياد گرفته ايم )‌. او پيوسته به مردم نزديك ميشود .

***

1 ) امروز اینجا باران آمد . فیلم اولین بارانی که روی زمین دیده ایم را به گزارش ملحق میکنم.

2 ) U1989 از صبح تا شب ( اینجا روزها خیلی خیلی کوتاه تر از خانه است !) داشت با همسایه ها راجع به چیزهای جزئی حرف میزد.

3 ) بعضی همسایه ها فکر کردند ما طبیعی رفتار نکردیم ( آن ها میگفتن ما " دیوانه " شده ایم به فرهنگ لغت مراجعه کردیم نتایج این بود : "[ دی ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) از: دیو + انه ، ادات نسبت . (یادداشت مؤلف ). مانند دیو. همچون دیو. در اصل بیای مجهول بوده بمعنی کسی که منسوب و مشابه دیوان باشد در صدور حرکات ناملائم و در آخر این لفظ که «هاء» مختفی است برای نسبت و مشابهت باشد. (غیاث ). منسوب به دیو و جن ، ضد فرزانه که منسوب بعقل وحکمت است . (از آنندراج ). || دیودیده . دیوزده . دیودار. جنی . زنجیری . دیوبخوریده . احمق . ابله . نادان . بی علم . بی دانش . (ناظم الاطباء). خل . چل . کالیو. || سفیه . ناقص عقل . کم خرد. سودایی . مقابل فرزانه و عاقل . مخبول . مخبط. تباه خرد " ) . 

***

انسان ها غذا میخورند.

آن ها از ظروفی که حاوی ویتامین های آ،ب،ث ، پروتئین های نوع a و b ، چربی های اشباع شده و نشده ، چیزهایی به رنگ سبز و زرد و نارنجی ، لزج یا سفت ، داخل دهانشان ( عضو شکاف مانند روی صورت ) میگذارند. و دهانشان را تکان میدهند ( آن را میجوند )

آن ها بعد از اینکه غذایشان تمام شد میگویند خوشمزه بود یا بدمزه بود . چون ما نمیتوانیم بخوریم پس توصیف مزه را هم نمیتوانیم بکنیم.

انسان ها در وعده های مختلفی غذا میخورند. و در کنار غذا باید مقدار زیادی h20  (یا آب ) را بخورند. همانگونه که میدانید در سیاره ی ما هم مقادیری از این ماده وجود دارد . میزان استفاده ی انسان ها از این ماده حیرت آور است .

به گونه ای که میشود با آن کل منظومه ی شمسی را شست!

آب داخل استخرهای بزرگی به نام اقیانوس قرار دارد.

***

امروز تحقیقاتمان را درباره ی انسان ها شروع کردیم.

ابتدا من و U1989 بار دیگر موضوعاتی را که میخواهیم در باره ی آنها تحقیق کنیم ، بررسی کردیم.

u1989 قرار شد کار تحقیقی اش را درباره ی هنر شروع کند.

من هم قرار شد دست به پژوهش در مورد انسان ها بزنم.

***

ما دیشب به راحتی فرود آمدیم .

در نقطه ای اطراف تهران .

از آنجا کنار جاده قم - تهران آمدیم. قبل از آن به راحتی خودمان را با لباس های مردم روی زمین پوشاندیم.

بعد از 2 ساعت به محل اسکان رسیدیم.

همانطور که شما دستور داده بودید سی دی زبان فارسی را در مغزمان بارگذاری کردیم.

u1989 خیلی خسته بود . برای همین سریع خودش را هایپرنت کرد.

فعلن مدت زمانی لازم است که ما به شرایط اینجا عادت کنیم.

منتظر گزارش بعدی باشید...

                                                                                    مهدی.ک.ث

نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |

نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط مهدی.ک|

نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط مهدی.ک| |


Design By : Night Skin