~~~~~كلاس21 دبیرستان صدوق~~~~~
دو : مایکل جکسون از دنیا رفت . مطئمنا بیشتر شما اسمش را شنیده اید . من از بچگی عاشقش بودم و واقعا یکی از کسانی است که هرگز فراموشش نمیکنم ( بهرام که خیلی شبیهش هست. ) سه : بحثی که در زیر می آید مطالبی جسته و گریخته از تفکرات فلسفی من است که امیدوارم اگر انتقادی از آن دارید بنویسید تا آنها را اصلاح کنم . منطق کلامی منطق صوری منطق فرا صوری مفهوم ریاضی بینهایت و اثبات امکان تسلسل : در فلسفه ، یکی از اصولی که بدیهی فرض شده است ، رد تسلسل میباشد. تعریف دور یا تسلسل : اگر شی الف وجود داشته باشد ، به شرطی که شی ب موجود باشد و اگر شی ب به واسطه ی وجود شی پ موجود باشد ، و اگر این سلسله ی اگر تا بی نهایت موجود باشد ، هیچ کدام از اشیا موجود نخواهند بود مگر در حالتی که سلسله متناهی باشد. تعریف مجموعه ی اعداد صحیح : مجموعه ای که به ازای هر عدد صحیح ، عددی صحیح و بزرگتر از آن و هم چنین عددی صحیح و کوچکتر از آن موجود باشد. منطق تطبیقی : عدد 1 موجود است ، چون عدد -1 و 2 موجود میاشند. اگر وجود 1 مستقل بود ، عملگر جمع صحیح بی معنا میشد . و لزومی نداشت که حاصل جمع -1 و 2 برابر 1 شود. عدد 1 را میتوان به صورت حاصل جمع بی نهایت عدد نوشت . پس وجود 1 به بی نهایت وجود وابسته است. پس طبق اصل تسلسل 1 نمیتواند موجود باشد . در این مرحله اید یکی از احکام زیر را بپذیریم. 1 ) عملگر جمع ریاضی باطل است. طبق اصل ابطال تسلسل 2 ) اعداد وجود ندارند . طق اصل ابطال تسلسل 3 ) اصل ابطال اجتماع نقیضین باطل است . 4 ) اصل ابطال تسلسل باطل است. 5 ) زبان و منطق با هم تعارض ذاتی دارند. حال به مسئله ی تسلسل به صورت صوری مینگریم . تعریف فراکتال : فراکتال شکلی است ریاضی که در آن کل شبیه جز است . و هر چه شکل را بزرگتر کنیم یا هر چه کوچکتر به فضای بدون شکل نخواهیم رسید. به معنای دیگر فراکتال نمیتواند درون هیچ کره ای قرار گیرد و نمیتواند هیچ کره ای را در خود جا دهد. تطبیق با اصل ابطال تسلسل : اگر این اصل صحیح باشد پس باید در یک بعدی بتوان رشد فراکتال را متوقف کرد. پس باید کره ای به شعاع آر که ار عددی متناهی است موجود باشد که کره را در خود جا دهد . که این آشکارا با تعریف فراکتال متناقض است. باز هم باید یکی از احکام زیر را بپذیریم : 1 ) اصولا چیزی به اسم فراکتال وجود ندارد. 2 ) اصل اطال تسلسل اطل است. 3 ) اصل ابطال اجتماع نقیضین باطل است. 4 ) تصور و منطق با یکدیگر تعارض ذاتی دارند. تصور ناپذیری و شکل گیری منطق : یکی از دلایل ابطال این دو اصل توسط بشر تصور ناپذیر بودن آن هاست. نمیتوان متصور این امر شد که چیزی هم وجود داشته باشد هم وجود نداشته باشد . نمیشود سلسله ی بینهایتی از بودن ها را متصور شد. مکانیک کوانتومی : اصل عدم قطعیت هایزنبرگ : نتیجه ی این اصل که بسیاری از دانشمندان ( حتی کسانی مثل اینیشتین ) از پذیرفتن آن سرباز زدند سیار شوکه کننده است . در ابعاد اتمی ، منطق مکانی و زمانی از بین میرود . ذره ی الف هم میتواند در مکان ب و هم میتواند در مکان ج باشد . نظریه ی ریسمان : بر اساس این نظریه تعداد ابعادی که در اطراف ما وجود دارد بیش از 3 بعد شناخته شده است( به دلیل اصل تقارنی که توضیح آن از حوصله ی بحث بیرون است ) عملا تصور چنین چیزی به هیچ وجه امکان پذیر نیست . ولی نمیتوان از پذیرش آن سرباز زد. نقطه : زبان نمیتواند نقطه را تعریف کند. پس اصولا از نظر منطقی نقطه وجود ندارد. نتیجه گیری : آن چه که تا اینجا بیان شد نشان میدهد که تعارضی ذاتی بین قدرت زبانی و قدرت تصور و منطق است . و اصولا منطق غیر قابل بیان و غیر قابل تجسم میباشد. پس آنچه تا به حال مبتنی بر زبان و مبتنی بر تصور انسانی به نام منتطق که آن را جوهره ی حقیقت میدانند تعارض ذاتی با ابزاری که آن را بیان میکند و میفهمد دارد و غیر قابل اتکا است. چرا این ها را بیان کردم ؟ چون سال ها پیش با استاد یوگا بحثی کردم با این مفهوم که اصولا منتطق بی معنا است و تنها میتوان به احساس و شهود اتکا کرد. در بادی این امر برای استاد یوگا این موضوع بسیار خنده دار بود و البته فکر میکنم او هم به این مطالبی که بیان کردم اندیشیده است و شاید به نتایجی مشابه رسیده است. میخواهم بگویم ایمان تنها و تنها از راه احساس حاصل میشود. همانطور که داستیوفسکی میگوید و همانطور که در تاریخ چند هزار ساله ی پیامران شنیدیم اگر قومی نخواهد ایمان بیاورد هیچ معجزه ای نمیتواند او را با ایمان سازد . و حتی در قرآن میینیم که آمده " خدا هر که را خواهد راهنمایی میکند و هرکه را خواهد گمراه " حاصل اینکه بحث جبر و اختیاری که درباره اش بسیار صحبت شده موضوعی نیست که به سادگی از آن بگذریم . و حتی به نظره من دلایلی بسیار محکم ( بسیار محکم تر از اثبات اختیار ) وجود دارد که جبری بودن اعمال ما را متذکر میشود . ولی چرا طبع و احساس انسان هایی این موضوع را پذیرا نیست ؟ مثل خود من. این مقدمه بماند تا مباحثی جدی در موضوع جبر و اختیار در آینده مطرح کنم . مهدی .ک.ث
| Design By : Night Skin |


